پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ فیض
در طلبِ خداوند ـ فیض (بخش 1)
نازی: آیا شما واقعا بابت فیض خدا ممنون و سپاسگزار هستید؟
سابرینا: من و شما ارزش فیض خدا را هیچوقت خوب درک نخواهیم کرد، مگر اینکه به آخر خودمان برسیم ... به آخر تواناییها و قابلیتهایمان برسیم ... و به آخر قوت و قدرتمان برسیم ... و به قول معروف تا زمانی که کفگیرمان به ته دیگ نخورده است، معنی واقعی فیض خدا را درک نخواهیم کرد.
درست در همان جایی که میگوییم دیگر بسه ... دیگر نمیکشم ... دیگر نمیتوانم زندگی مسیحی را زندگی کنم ... همهاش شکست میخورم .... همانجا چیزی به اسم فیض خدا برای ما از طرف خدا حاضر شده است.
نازی: با برنامهای دیگر از پادکست «دلهایمان احیا کُن» با صدای سابرینا اصلان در خدمت …
پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ فیض
در طلبِ خداوند ـ فیض (بخش 1)
نازی: آیا شما واقعا بابت فیض خدا ممنون و سپاسگزار هستید؟
سابرینا: من و شما ارزش فیض خدا را هیچوقت خوب درک نخواهیم کرد، مگر اینکه به آخر خودمان برسیم ... به آخر تواناییها و قابلیتهایمان برسیم ... و به آخر قوت و قدرتمان برسیم ... و به قول معروف تا زمانی که کفگیرمان به ته دیگ نخورده است، معنی واقعی فیض خدا را درک نخواهیم کرد.
درست در همان جایی که میگوییم دیگر بسه ... دیگر نمیکشم ... دیگر نمیتوانم زندگی مسیحی را زندگی کنم ... همهاش شکست میخورم .... همانجا چیزی به اسم فیض خدا برای ما از طرف خدا حاضر شده است.
نازی: با برنامهای دیگر از پادکست «دلهایمان احیا کُن» با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما عزیزان شنونده هستیم.
بیداری و تجدید حیات روحانی واقعی دربرگیرنده واکنشهایی از قبیل صداقت، فروتنی و توبه است. ولی موضوع اصلی این است، اگر فیض خدا در کار نباشد، ما قادر به نشان دادن هیچ یک از این واکنشها نخواهیم بود. پس در چند برنامه آینده به این موضوع مهم یعنی فیض خواهیم پرداخت.
اگر تا به حال با ما در برنامههای قبلی همراه شده باشید، حتما متوجه شدهاید که ما در حال بررسی فرآیند بیداری روحانی و تجربه شادی بخش آن در زندگی شخصی و جمعی هستیم. از شما دعوت میکنیم که اگر تا به حال کتاب در طلب خداوند را مطالعه نکردهاید، آن را در اسرع وقت تهیه کنید و همراه با شنیدن این برنامهها به مطالعه آن بپردازید.
سابرینا: اگر به یاد داشته باشید در طول برنامههای قبل، ما دیدیم که بیداری روحانی در واقع یک فرآیند و پروسه است ... پروسهای که مراحل اولیه آن گاهی خیلی زمان میبرد و طولانی مدت است ... پروسهای که معمولاً دشوار و دردناک است. چرا؟ چون شبیه شخمزدن زمینی است که برای کشت بذر آماده میشود و این آماده سازی کاری است وقت گیر و گاهی دشوار که نیازمند صبر و حوصله است.
در طول این برنامهها، ما دیدیم که در فرآیند بیداری، خاک زمین دلهای ما هم باید به خوبی زیر و رو شود، و سنگهای سخت و علفهای هرز از آن غربال شود. این پروسۀ شخم را ما در سه موضوع اصلی: ۱) فروتنی ۲) شفاف بودن و صداقت و ۳) توبه مورد بررسی قرار دادیم، که هر کدام از آنها به خودی خود میتواند وقتگیر و دردناک باشد.
ولی سوال اصلی این است که آیا بالاخره از مرحله شخم به مرحله کشت خواهیم رسید؟
ممکن است تا به حال خدا چیزهای مختلفی را از زیر خاک قلب شما بیرون آورده و آنها را به شما نشان داده باشد. مثلاً اگر به یاد داشته باشید، در یکی از برنامهها خودمان را تست کردیم تا ببینیم که آیا شخص متکبر و یا فروتنی هستیم. در این تست، ما با چندین سوال گوناگون روبرو بودیم که پاسخ به آنها میزان و ضریب تکبر مارا نشان میداد.
راستش را بخواهید اکثر افرادی که این تست را انجام دادهاند، متوجه شدهاند که آنها همه آن نکتههایی را که شخص متکبر را تشریح میکند دارند. این موضوع ممکن است باعث دلسردی ما شود و احساس کنیم که روبرو شدن با این وضعیت گناهکار و اسفناک درونی خیلی دشوار و ناامید کننده است. شما ممکن است به خود بگویید با این اوصاف، من هیچ وقت نمی توانم مسیحی پیروزمندی باشم. پس اصلاً دست میکشم. ولی راستش، رسیدن به این مرحله خیلی خوب است، خیلی عالی است. و این علامت بیداری روحانی است. صحبت ما در چند برنامه آینده هم خطاب به کسانی است که با شکستها و بخشهای زشت و کریه زندگیشان روبرو شدهاند و فکر میکنند که زندگی مسیحی خیلی سخت است و دیگر دلشان نمیخواهد که ادامه بدهند.
برای همین به یکی از موضوعات بسیار بسیار مهم در زندگی مسیحی خواهیم پرداخت که "فیض" نام دارد. فیض چیزی است که هر ایمانداری ... بله هر ایمانداری، رشد کرده و رشد نکرده به آن نیاز مبرم دارد.
من و شما ارزش فیض خدا را هیچوقت خوب درک نخواهیم کرد، مگر اینکه به آخر خودمان برسیم ... به آخر تواناییها و قابلیتهایمان برسیم ... و به آخر قوت و قدرتمان برسیم ... و به قول معروف تا زمانی که کفگیرمان به ته دیگ نخورده است، معنی واقعی فیض خدا را درک نخواهیم کرد.
درست در همان جایی که میگوییم دیگر بسه ... دیگر نمیکشم ... دیگر نمیتوانم زندگی مسیحی را زندگی کنم ... همهاش شکست میخورم .... همانجا چیزی به اسم فیض خدا برای ما از طرف خدا حاضر شده است. و در واقع فیض خدا برای شکست خوردگان، ضعیفان و کسانی است که به آخر خودشان رسیدهاند. برای همین هم این موضوع یعنی موضوع فیض را اینجا مطرح میکنیم.
تا به حال در مورد مشکل بزرگ تکبر و نیاز مبرم ما به فروتنی صحبت کردهایم. و بعد به وضعیت اسفناکی که تظاهر و ریا در زندگی ایجاد میکند پرداختیم، و به لزوم شدید صداقت و شفاف بودن پی بردیم. و دیدیم که چقدر لازم است که از این گناهان توبه کنیم. در اینجا قطعاً خیلی حیاتی است که تمرکزمان را بر موضوع مهم "فیض خدا" قرار بدهیم. کلمۀ فیض ۱۲۳ بار در عهد جدید به کار برده شده است.
پولس رسول همۀ نامههای خود را با عبارت «فیض و سلامتی خدا در مسیح بر شما باد» آغاز میکند. این آیه نشان می دهد که فیض خدا فقط به وسیله خداوند عیسای مسیح در زندگی های ما جاری میشود و بس! این کاملاً غیر ممکن است که ما بخواهیم زندگی مسیحی را بدون فیض خدا پیاده کنیم. هیچ کس، نه شما، نه من و نه هیچ ایماندار مسیحی دیگری نمیتواند جدا از فیض خدا یک مسیحی حقیقی، بیدار و پیروزمند باشد. فیض خدا تنها بنیادی است که بر اساس آن، ما توانایی ایجاد رابطه با خدا را پیدا میکنیم که به تفصیل درباره آن در هفتههای آتی صحبت خواهیم کرد.
ولی الان میخواهیم بر این موضوع تمرکز کنیم که به عنوان یک ایمانداران مسیحی ما بدون فیض خدا قادر به ادامه نخواهیم بود.
نکته حائز اهمیت این است که خدا تنها منبع فیض است. در هیچ جا و هیچ کس دیگر من و شما نمیتوانیم به فیض دسترسی داشته باشیم مگر در خود خدا! او منشأ فیض واقعی است. فیض هدیۀ خداست. همیشه، همیشه، و همیشه باید به یاد داشته باشیم که فیض یک هدیه است ... و هدیهای فقط از جانب خدا.
کلمۀ فیض در بسیاری موارد لطف هم ترجمه شده است. فیض در واقع هدیهای است که خدا با لطف خودش به ما میبخشد ... هدیهای که ما شایستگی و لیاقت آن را نداریم. و در عین حال فیض خدا قدرتی است که او برای اطاعت از خودش به ما عطا میکند.
بیایید به چند آیه در رابطه با فیض و لطف خدا در کلام خدا نگاهی بیاندازیم:
مزمور ۸۴: ۱۱ میگوید: «خداوند فیض و جلال خواهد داد.»
در اول پطرس ۵: ۱۰ خدا، «خدای همه فیضها» خوانده شده است. وقتی ما نیاز به فیض داریم، باید به منبع فیض یعنی خدای همه فیضها مراجعه کنیم.
در افسسیان ۲: ۸ میبینیم که میگوید که ما «به فیض نجات یافتهایم» و فیض عطا و هدیه خداست.
در عهد جدید صفات مختلفی برای فیض خدا مورد استفاده قرار گرفته است که ما را مبهوت میکنند.
در افسسیان ۲: ۷ برای کلمۀ فیض، صفت بیقیاس و یا بینهایت به کار گرفته شده است. در این آیه فیض خدا به دولت و ثروتی تشبیه شده که در آن حد و نهایت وجود ندارد. در یکی از ترجمهها ثروت عظیم و بی قیاس و در ترجمه دیگر صحبت از دولت بی نهایت فیض میکند. بی قیاس و بی نهایت! بله ثروتی که در آن حد و نهایت وجود ندارد. و این فیض خداست. اگر ما به ثروتمندترین فرد این دنیا فکر کنیم، بالاخره میبینیم که در ثروت او حد و مرز وجود دارد. مثلاً در حال حاضر ثروتمندترین شخص جهان بنیانگذار "شرکت آمازون" محسوب میشود که ثروت او ۱۱۲ بیلیون دلار تخمین زده شده است. این ثروت با همۀ گسترۀ وسیعی که دارد ولی در نهایت محدود است و دارای حد و مرز و سقف است. و در نهایت ثروت بی قیاس و بی نهایت به شمار نم رود. ولی فیض خدا دولت و ثروتی بی قیاس و بینهایت معرفی شده است.
پولس رسول در دوم قرنتیان فصل نهم به فیض افزون اشاره میکند. فیضی که همواره در حال افزایش است. و این افزونی همیشه بالاتر از کفایتهای ما عمل میکند ... فیضی که همیشه اضافه بر برنامه است و بیشتر از آنچه که ما فکر کنیم و نیاز داشته باشیم، ما را پر میکند ... فیضی که همیشه از حد نیاز بالاتر است.
و نه تنها این فیض، همیشه افزون و زیاد است، بلکه او این فیض افزون را به ما انسانهای بی لیاقت میدهد. او همۀ فیض خود را در اختیار ما میگذارد.
آیه ۸ از دوم قرنتیان فصل ۹ میگوید: «خدا قادر است که هر نعمت را بر شما بیفزاید تا همه نیازهایتان برآورده شود و برای انجام هر عمل نیکو به فراوانی داشته باشید.»
کدام روزی است که ما به داشتن این فیض نیاز نداشته باشیم؟ او هر روز آن را بر ما میافزاید و به فراوانی آن را به ما عطا میکند.
پطرس در اول پطرس ۴ دربارۀ فیض گوناگون و چند جانبه خدا صحبت میکند. مثل الماسی که اضلاع و زوایای مختلف داشته باشد، و منشوری که رنگهای گوناگون را منعکس کند، این فیض قدرت دارد که جوابگوی هر نوع نیاز ما باشد.
ولی اگر بخواهیم که در فکر خودمان چکیده و خلاصهای از مفهوم فیض داشته باشیم، فیض خدا هدیۀ گرانبها و رایگان خدا به انسان نالایق است.
هدیه بسیار گرانبها ولی رایگان خدا به انسانی که شایستگی دریافت این هدیه را ندارد. هدیهای گرانبها و رایگان به شخصی دردمند، بدون چاره و ناشایست! عهد عتیق درباره فیض خدا خیلی صحبت نمیکند. ولی به رحم و لطف خدا نسبت به یتیمان، بیوه زنان و فقیران خیلی اشاره میکند. در واقع این واژه و مفاهیم مشابه آن در کلام خدا، نشان میدهند که فیض خدا چیزی نیست که برای آن کاری کنی و آن را به دست آوری ... چیزی نیست که بتوانی آنرا بخری. فیض خدا چیزی است که انسان اصلاً شایستگی داشتن آن را ندارد و با توانایی خودش هم نمیتواند آن را به دست بیاورد. فیض خدا بخشش و هدیه رایگان خدا به آنانی است که هیچ توانایی و قابلیتی از خودشان ندارند ... هدیهای رایگان به شخصی که مستمند، عاجز و بدون چاره است.
ولی سوال این است که من و شما چگونه میتوانیم به این فیض دسترسی داشته باشیم؟ در کلام خدا فقط یک راه برای دسترسی به این فیض، این فیض افزون، بی قیاس، و بی نهایت معرفی شده است. فقط یک راه وجود دارد و آن فروتن کردن خودمان است. چیزی که در شروع این سری برنامهها به آن پرداختیم. در واقع، ما از فروتنی شروع کردیم چون تا زمانی که ما خودمان را در زیر دست او فروتن نکرده باشیم، محال است که به فیض او دسترسی داشته باشیم.
در امثال سلیمان فصل سوم میخوانیم که «خداوند تمسخرگران را تمسخر میکند ولی فروتنان را فیض میبخشد.» در عهد جدید در یعقوب ۴: ۶ و اول پطرس ۵: ۵ هم میخوانیم که «خدا با متکبران مقاومت میکند ولی فروتنان را فیض میبخشد.» چرا؟ چون فروتنان آن کسانی هستند که به مسکنت و عجز و ناتوانی خودشان پی بردهاند. آنها میدانند که هیچ چیزی در چنته ندارند تا بتوانند توجه خدا را به خود جلب کنند و یا دین خودشان را با آن پرداخت کنند. به قول سرود انگلیسی که میگوید:
با دستهای خالــــــی و باز بسوی صلیب تو کنم فریاد نیاز
شخص فروتن کسی است که به خداوند میگوید: "خداوندا، من شایستۀ خوبی تو نیستم ... من شایستۀ لطف تو نیستم ... من شایستۀ کمک و اعانت تو نیستم ... من شایستۀ رحمت تو نیستم ... من شایستۀ هیچ چیز نیستم ... بجز خشم و داوری تو! دستانم خالیاند و هیچ چیزی ندارم که با آن در حضورت فخر کنم ... بزرگترین افتخاراتم در مقابل تو به هیچ میارزند ... تنها کاری که از دستم برمیآید این است که هدیۀ گرانبها و رایگان بخشش تو را در مرگ مسیح بپذیرم ... مرگی که او به خاطر نجات من تحمل کرد ... و حالا خودم را فروتن میکنم و به تو میگویم که ای خداوند من، بدون تو قادر به پیاده کردن زندگی مسیحی نیستم. من در همۀ ابعاد به تو نیازمندم."
ای عزیزان، من مطمئنم که هیچ عبارتی به اندازه عبارت «خداوندا، به تو نیازمندم» و «خداوندا، به تو محتاجم» به گوش خدا خوشایند نیست. درست مثل فرزندان خودمان! که وقتی فروتن و نیازمند به سوی ما می آیند، با دست باز حاضریم هر کاری برای آنها بکنیم، اشک هایشان را پاک کنیم و راه موفقیت و شادی را جلوی روی آنها قرار دهیم. خدا واقعا لذت میبرد وقتی که ما به او اعتماد میکنیم و با فروتنی اعتراف میکنیم: "خداوندا، من از پس این موضوع بر نمیآیم ... من توانایی انجام این کار را ندارم ... من توانایی دوست داشتن این شخص را ندارم ... من توانایی کنترل خشمم را ندارم ... من از پس این اوضاع و شرایطی که در آن گیر کردهام بر نمیآیم ... من قدرت ایستادگی در مقابل این وسوسه را ندارم ... و من قدرت بخشیدن این شخص را ندارم. اما تو خداوندا، تو میتوانی .... و به فیض تو نیاز دارم."
در حیاط خانه ما، یک درخت ارغوان هست که شاخه های سرسبز و با نشاطی دارد، درختی با گلهای بسیار زیبا. ولی روزی متوجه شدم که بعضی از شاخههای آن خیلی خشک و مُرده هستند. با دیدن این شاخههای خشک، به یاد متنی از کلام خدا افتادم که به فیض خدا اشاره میکند. از شما دعوت میکنم که در عهد جدید به فصل دوم کتاب افسسیان مراجعه کنید. اگر ما اول به فصل اول این کتاب نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که «فیض خدا» موضوع اصلی این کتاب است.
پولس این کتاب را با عبارت «فیض و سلامتی از سوی خدا» آغاز میکند. او در آیات ۶ و ۷ به فیض رایگان و در عین حال پر جلالی اشاره میکند که دولتمندانه برای بخشش گناهان ما در اختیار ما قرار داده شده است. ولی وقتی که به فصل دوم کتاب افسسیان میرسیم، پولس صحبت از مُردن میکند و در آیات ۱ تا ۳ میگوید: «اما شما به سبب نافرمانیها و گناهان خود مُرده بودید، و زمانی در آنها گام میزدید، آنگاه که از روشهای این دنیا و از رئیس قدرت هوا پیروی میکردید، از همان روحی که در سرکشان عمل میکند. ما نیز جملگی زمانی در میان ایشان میزیستیم و از هوای نفس (یعنی شخصیت گناه آلود) خود پیروی میکردیم و خواستهها و افکار آن را به جا میآوردیم، ما نیز همچون دیگران بنا به طبیعت خود محکوم به غضب خدا (یعنی داوری خدا) بودیم». (افسسیان 2 : 1-3)
اینها همگی تجربۀ زندگی کسی است که هرگز طعم فیض خدا را نچشیده و آن را تجربه نکرده است. پولس میگوید «شما مُرده بودید» درست مثل آن شاخههای خشک و بدون برگ و گل و ثمر در حیاط ما.
حالا شما در نظر بگیرید که این شاخۀ خشک و مُرده را در گلدانی پر از خاک قرار دهیم و به آن آب بدهیم، آن را زیر نور خوب و مناسب قرار دهیم، و بالاخره برایش موسیقی بنوازیم، برایش دعا کنیم، به آن دستور بدهیم که زنده شو، و برگ بده! چه اتفاقی خواهد افتاد؟! هیچ ... چرا؟ چون این شاخه مُرده است و در آن حیات نیست. این شاخه توانایی و قابلیت تولید زندگی را ندارد. و حالا پولس میگوید ما هم زمانی اینطور بودیم تا زمانی که فیض خدا از طریق مسیح وارد زندگی ما شد. یعنی ما تا آن زمان مُرده بودیم!
یکی از شاعران مسیحی به نام ساموئل راترفورد مینویسد: "من شاخهای خشک و پلاسیدهام، لاشهای بیجان، استخوانی خشک، بی روح و بی حرکت که خود را نتواند جنبانید."
اگر شما به شخصی که از لحاظ روحانی مُرده است بگویید: از خدا اطاعت کن، خدا را با تمام دل و نفس و تواناییات محبت کن، همسایهات را مثل خودت دوست بدار، ظرفیتش برای خدا و امور روحانی برابر با ظرفیت آن شاخۀ خشکی است که توانایی گل دادن و میوه دادن ندارد. پولس به همین دلیل میگوید که در گناهان خود مُرده بودید و تنها کاری که میکردید اطاعت از نفس و شیطان بود. چون کار دیگری از دست شما بر نمیآمد. ولی حالا پولس پس از تشریح وضعیت مُرده و بدون خدای ما، در آیه ۴ یک دفعه با این عبارت شروع میکند: «اما خدا.» در کلام خدا چندین بار لفظ «اما خدا» استفاده شده است که نشان میدهد وقتی خدا وارد صحنه میشود، همه چیز تغییر میکند. «اما خدا» ... اما خدایی که در رحمانیت دولتمند است، به خاطر محبت عظیم خود به ما، حتی زمانی که در نافرمانیهای خود مُرده بودیم، ما را با مسیح زنده کرد. پس، از راه فیض نجات یافتهاید. بله، فیض خدا برای افراد بدون چاره و مُرده است ... افراد بدون چاره و مُردهای که هیچ کار برای خود نمیتوانند بکنند و بدون او حتی یک میلیمتر هم نمیتوانند حرکت کنند ... افراد مُردهای که هیچ ظرفیتی برای خدا و مسائل روحانی ندارند، مثل شاخه خشک، بی ثمر میمانند. ولی خدا به صورتی فوق طبیعی بر این لاشههای بی حرکت و مُرده میدمد و با فیض خود آنها را از داوری ابدی که در انتظار آنهاست نجات میدهد و به آنها حیات جدید و زندگی جدید میبخشد، و این شاخه مُرده را زنده میکند. چه معجزهای! ولی چگونه؟ تنها با فیض خود.
آیه ۷ در ادامه میگوید: «تا در عصر آینده فیض غنی و بی مانند خود را در مسیح عیسی، به واسطۀ مهربانی خود به ما نشان دهد. زیرا که به فیض و از راه ایمان نجات یافتهاید و این از خودتان نیست.»
بله این از خودتان نیست! شما ممکن است بگویید که ولی خودم تصمیم گرفتم و زندگیم را به مسیح دادم. ولی در واقع این خداست که با فیض خود و با قدرت روحالقدس شما را متقاعد میکند که به نجات و نجات دهنده نیاز دارید. روحالقدس شما را به گناهتان ملزم و مجاب میکند تا توبه بکنید. و این فیض خداست که به خاطر رحم و محبتی که دارد این فیض گرانبها و بی مانند را به ما میدهد.
بسیاری از ما در خانوادههای مسیحی به دنیا آمدهایم و به ظاهر هم گناهان آنچنان وحشتناکی مرتکب نشدهایم. ولی هر یک از ما با هر زمینهای که داریم، همگی شبیه همان شاخۀ خشک و پلاسیده هستیم که از بدو تولد روحاً مُرده هستیم. و خارج از فیض خدا قادر به داشتن رابطه ای صحیح با خدا نیستیم. ولی چطور میتوان با خدا رابطه داشت؟ تنها به وسیله فیض او. و این نکته، مسیحیت را از هر مذهب دیگری متمایز میکند. سوال اصلی این است که چطور من میتوانم با خدا ارتباط صحیح برقرار کنم؟ و پاسخ این است: تنها به وسیله فیض خدا. اگر هر مذهبی را با فیض خدا مقایسه کنید، به پاسخ صحیح خواهید رسید.
به طور نمونه، اگر به همۀ ادیان نگاهی بیاندازیم و ببینیم که هر یک از آنها چه دیدگاه و نظری نسبت به انسان دارند، پاسخ این است که همۀ آنها انسان را ذاتاً خوب میدانند. این ادیان معتقدند انسان توانایی نیکویی کردن و خشنود کردن خدا را دارد. ولی دیدگاه فیض در مسیحیت معتقد است که انسان ذاتاً گناهکار است و توانایی و قابلیت خشنود کردن خدا را در نهاد خود ندارد. او در این زمینه کاملا عاجز و ناتوان است.
هر مذهبی در واقع حاوی شریعت و قوانینی است که انسانها را دعوت به انجام بعضی اعمال میکند تا به وسیله آن اعمال، با خدا ارتباط ایجاد کنند. این راه و روش، روش شریعت و قانون نامیده میشود.
ولی راه فیض میگوید که انسان اصلاً و ذاتاً قابلیت و توانایی ایجاد ارتباط با خدا را ندارد. و اگر این ارتباط از طرف خدا به صورت هدیه به او داده نشود، ایجاد این ارتباط کاملا ناممکن است. در همۀ ادیان، انسانها برای ایجاد ارتباط با خدا بر چه چیزی اتکا میکنند؟ بر خودشان و بر آنچه به نظر خودشان انجام آن خدا را خشنود میسازد. سوال آنها همیشه این است که چطور من خدا را خشنود کنم؟ ولی با روش فیض، انسان برای ایجاد ارتباط با خدا بر چه اتکا میکند؟ قطعاً نه بر خودش بلکه بر مسیح! انسانی که فیض خدا را فهمیده است، میداند که تنها امید او برای زندگی ابدی، مسیح و کاری است که او بر صلیب انجام داده است.
ولی پیامد راه و روش مذهب چیست؟ مرگ روحانی، عدم تغییر و تبدیل شخص و ماندن در اسارت گناه. چون اتکای شخص بر اعمال مذهبی که انجام میدهد باعث میشود که به خود و اعمال خود ببالد.
ممکن است سوال کنید که چطور ممکن است که این چنین شخصی به خود ببالد؟ متاسفانه مردم فکر میکنند که میتوانند با اعمال خودشان خدا را خشنود کنند، و برای همین به این اعمال مذهبی خود میبالند.
پولس هم در آیه ۹ از افسسیان ۲ میگوید: «و نه از اعمال تا هیچکس نتواند به خود ببالد».
ولی نتیجۀ کسی که پذیرای فیض خداست چه میشود؟ افرادی که پذیرندۀ فیض خدا هستند و مفهوم آن را درک میکنند، بخشش و حیات و قدرت زندگی خداگونه را از خدا دریافت میکنند. و چون در مقام دریافت کننده هستند چیزی ندارند که با آن به خود ببالند. در فیض، ما درک میکنیم که من چیزی ندارم که به خدا بدهم. حتی در من قدرت این که توبه کنم، ایمان بیاورم و تغییر کنم وجود ندارد. من برای آغاز ایجاد ارتباط با خدا هیچ چیزی از دستم بر نیامده است. و از اول تا آخر شایستگی و لیاقت این هدیهای که کاملا از جانب خدا به من داده شده را ندارم.
برخی از ما در طول زندگیمان، خیلی کلمه فیض را شنیدهایم، ولی حساسیت خود را نسبت به ارزش آن از دست داده و فراموش کردهایم که خدا چگونه با این هدیۀ عظیم یعنی فیض خود ما را نجات داده است. فیض نکتۀ کلیدی است که ایمان مسیحی را از هر نوع ایمان دیگر در این دنیا متمایز میکند. تعریف مذهب، عملاً به تلاش انسانی و اتکای انسانی برمیگردد ... تلاش و کوششی که انسان میکند تا در جواب اعمال خوبش، نجات ابدی را به عنوان پاداشی در مقابل مذهبی که در طول زندگیاش به اجرا گذاشته بدست بیاورد.
اما تعریف فیض کاملا بر آنچه که خدا برای انسان مثل یک هدیۀ گرانبها و محبت آمیز انجام میدهد متمرکز است ... هدیهای گرانبها و رایگان که بر مرگ مسیح بنا شده است ... هدیهای گرانبها و رایگان که بر اساس شایستگی، لیاقت و عملی که مسیح بر روی صلیب انجام داد بنیانگذاری شده و نه آنچه که انسان برای خدا انجام میدهد.
این تعاریف و موضوع فیض مرا به یاد شخصیتی در کتاب مقدس به نام «مفیبوشت» میاندازد. اگر به یاد داشته باشید یوناتان پسر شائول پادشاه، دوست عزیز و بسیار نزدیک داوود بود. یوناتان پسری داشت به نام مفیبوشت. هنگامی که یوناتان و شائول هر دو در جنگ کشته شدند، مفیبوشت فقط ۵ سال داشت. روزی این پسر از بغل دایهاش میافتد و هر دو پای او صدمه میبینند و او تا آخر عمرش لنگ میماند. وقتی که داوود به مقام پادشاهی میرسد، به یاد عهدی میافتد که با یوناتان بسته بود. داوود زمانی که یوناتان هنوز زنده بود به او قول داده بود که از خانوادهاش مراقبت کند. پس داوود درباره خانوادۀ یوناتان و بازماندگانش شروع به پرس و جو میکند و از زیر دستان خود میپرسد که آیا کسی از خانواده یوناتان باقی مانده است؟ شخصی به او اطلاع میدهد که بله، مفیبوشت، پسر لنگ یوناتان هنوز زنده است. برخلاف آنچه که مردم ممکن بود بکنند، داوود مفیبوشت را پیدا میکند و او را به قصر خود میآورد. او از مفیبوشت میخواهد که باقی عمر خود را همراه با خانواده سلطنتی بر میز پادشاه بنشیند و از غذایی که برای داوود و خانوادهاش فراهم میشد، مفیبوشت هم بخورد.
مفیبوشت هیچ چیز جذاب و زیبایی نداشت که او را شایستۀ نشستن بر سر سفره پادشاه کند. ولی داوود یک صندلی مخصوص او بر سر سفره ترتیب داده بود تا [مفیبوشت] هر روز بر آن بنشیند و تا آخر عمر بر آن سفره غذا بخورد و سیر بشود. آیا مفیبوشت شایستگی این همه لطف و مقام عالی را داشت؟ نه! ولی به خاطر یوناتان او بر سر این سفره نشسته بود. و این تصویری است از فیض خدا نسبت به ما.
هیچ نوع شایستگی یا عملی ما را فرزند خدا نکرده است، بلکه فقط عملی که مسیح روی صلیب انجام داد، موجب شد که خدا این هدیه گرانبها را به ما بدهد. او به خاطر مسیح ما را به قصر خود دعوت میکند، با ما رابطه ایجاد میکند و ما را هم سفره با خود کرده و ما مفیبوشتهای لنگ را دائماً از برکات بی حد و حصر خود مینوشاند. شما اسم این عمل را چه میگذارید؟ فیض ... هدیهای بسیار گرانبها که به خاطر مسیح به صورت رایگان به ما نالایقان و ناشایستگان داده شده است.
نازی: بسیاری از ما در طول عمرمان بارها کلمه فیض را شنیدهایم، ولی هیچوقت معنی واقعی آن را درک نکردهایم. چه واژۀ پر معنی و مفهوم و بنیادیای در زندگی ما ایمانداران!
آیا تا به حال خودتان را درگیر تلاشی خستگی ناپذیر برای کامل بودن و بی عیب بودن دیدهاید؟ آیا این هدف اصلاً ارزش دنبال کردن دارد؟ از شما دعوت میکنیم که در برنامۀ آینده هم با ما همراه شوید تا به پاسخ سوالاتی از این قبیل بپردازیم.
آنچه در این برنامهها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه میشود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما میرسد. ترجمه و تهیۀ این برنامهها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دلهایمان احیا کُن» و «راستی» میباشد.
برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامهها میتوانید به بخش فارسی تارنماهای
www.factministries.org
www.راستی.com
مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.
*تخفیفها فقط در طول پخش فصل پادکست فعال هستند.