پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 3)
نازی : آیا غمگین بودن بخاطر ارتکاب گناه حتماً نشانهای از توبۀ واقعی است؟
سابرینا: چطور میتوان مطمئن بود که غم ما برای گناه، غمی خداگونه است ؟ غمی که به توبه منتهی خواهد شد؟ غمی که باعث تغییر و تبدیل در زندگی ما بشود؟
نازی: با برنامهای دیگر از پادکست «دلهایمان احیا کُن» با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما عزیزان شنونده هستیم.
این درست است که ما باید نسبت به وجود گناه در زندگیمان غمگین باشیم، ولی توبه فقط یک احساس غمگین شدن محض نیست. توبه چیزی است که عملکردها، اعمال و راه و روش زندگی ما را به چالش میکشد. توبۀ واقعی طرز فکر، نقطه نظرات، و در نهایت رفتارهای من و شما را تحت تاثیر قرار میدهد.
سابرینا …
پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 3)
نازی : آیا غمگین بودن بخاطر ارتکاب گناه حتماً نشانهای از توبۀ واقعی است؟
سابرینا: چطور میتوان مطمئن بود که غم ما برای گناه، غمی خداگونه است ؟ غمی که به توبه منتهی خواهد شد؟ غمی که باعث تغییر و تبدیل در زندگی ما بشود؟
نازی: با برنامهای دیگر از پادکست «دلهایمان احیا کُن» با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما عزیزان شنونده هستیم.
این درست است که ما باید نسبت به وجود گناه در زندگیمان غمگین باشیم، ولی توبه فقط یک احساس غمگین شدن محض نیست. توبه چیزی است که عملکردها، اعمال و راه و روش زندگی ما را به چالش میکشد. توبۀ واقعی طرز فکر، نقطه نظرات، و در نهایت رفتارهای من و شما را تحت تاثیر قرار میدهد.
سابرینا: از شما دعوت میکنم که دوباره نگاهی به دوم قرنتیان فصل هفتم بیاندازیم. اگر به یاد داشته باشید پولس در نامه اول خود به قرنتیان آنها را مورد توبیخ و تادیب قرار داده بود. او توسط تیتوس، همکارش در خدمت، با خبر شده بود که ایمانداران قرنتس نسبت به نامۀ توبیخ آمیز او واکنشی مثبت نشان دادهاند. آنها اقدام به اصلاح رفتار خود کرده بودند. ولی قبل از آن، این نامه در آنها غمی الاهی ایجاد کرده بود که این غم الاهی منجر به توبۀ حقیقی در آنها شده بود. در برنامۀ امروز هم دوباره نگاهی به این بخش از کلام خدا خواهیم انداخت تا ببینیم که خصوصیات توبۀ حقیقی و نشانههای واقعی آن چه چیزهایی هستند. برای اینکه بهتر به این مسئله بپردازیم، به خصوصیات توبهای که در میان ایمانداران قرنتس اتفاق افتاده بود، خواهیم پرداخت، تا به وسیله آن ببینیم که شواهد توبه حقیقی واقعاً چیست.
اگر به آیه ۸ توجه کنید، میبینید که نامۀ توبیخ آمیز پولس باعث غم و اندوه قرنتیان شده بود. پولس در این آیه میگوید که با نامه خود اندوهگینتان ساختم. این نامه آنها را متوجۀ گناهانشان کرده بود و باعث شده بود تا عمیقاً نسبت به گناهشان متاسف و غمگین باشند. پولس در آیه ۹ ادامه میدهد:
«اما اکنون شادمانم نه از آن رو که اندوهگین شُدید بلکه چون اندوهتان به توبه انجامید. زیرا اندوه شما برای خدا بود.» او در واقع خاطرنشان میکند که این اندوه که من با لحن شدید و تُندم در شما به وجود آوردم به خیریت شما تمام شد. چون باعث توبۀ شما شد. بعداً پولس در آیه ۱۰ میگوید: «چون اندوهی که برای خدا باشد موجب توبه میشود که به نجات میانجامد و پشیمانی ندارد.» در اینجا او اشاره به غم و اندوهی میکند که برای خداست. این غم و اندوه در واقع غم و اندوه الاهی یا غم و اندوه خدایی بود. ولی آیا ما غم و اندوه غیر خدایی هم داریم؟
پولس بعداً به نوع دیگری از اندوه هم اشاره میکند که در تضاد با غم و اندوه خدایی میایستد. و آن اندوه دنیوی است. ولی پولس صریحاً در این آیات نشان میدهد که غم و اندوه خدایی غم و اندوهی است که منجر به توبه میشود ... غم و اندوهی که نمیگذارد ما نسبت به گناهانمان بی تفاوت باشیم ... بلکه موجب میشود که کاری بکنیم و طرز فکر خود را عوض کنیم ... غم و اندوهی که ما را وامیدارد که پشت به گناه کنیم و رو به خدا ... روحیه ای که دیگر نمیخواهد گناه را موجه یا ناچیز و یا بی اهمیت جلوه دهد ... روحیهای که مستقیماً رفتار و عملکردهای ما را تغییر میدهد.
پولس در آیه ۱۰ میگوید: «اندوهی که برای خدا باشد (یعنی اندوه خدایی ) موجب توبه میشود که به نجات میانجامد ... و پشیمانی ندارد.» غم و اندوه خدایی همیشه به توبهای می انجامد که آن هم نجات بدون پشیمانی را به همراه میآورد.
پولس در همین آیه، درست پس از اشاره کردن به غم و اندوه خدایی میگوید: «اندوهی که برای خدا باشد، موجب توبه میشود که به نجات میانجامد و پشیمانی ندارد ... اما غمی که برای دنیاست مرگ به بار میآورد. بنابراین، اندوه دنیوی، مرگ تولید میکند. غم خدایی منجر به توبه میشود که در آن پشیمانی و افسوس نیست و باعث نجات و آزادی و حیات شخص میشود، ولی غم دنیوی فقط پشیمانی و ندامت تولید میکند. و چون باعث نجات و حیات شخص نمیشود، در نهایت به مرگ و جدایی از خدا منتهی میشود. بنابراین، وقتی که من و شما مرتکب گناه میشویم و از آن غمگین هستیم، باید از خودمان بپرسیم که آیا این غم خدایی است یا دنیوی؟ آیا این غم در من توبه ایجاد میکند یا تنها ندامت و پشیمانی و افسوس؟ غم دنیوی ما را بر آن میدارد که برای خودمان احساس تأسف کنیم، غمی که حاصل تکبر شکست خورده و زخمی ما است، غمی که در واقع از فاش شدن گناه پیش دیگران رنج می برد، غمی که از جریحه دار شدن کبر و غرور شخص بر میخیزد، غمی که ناراحت است که چرا این نتایج برای شخص او حاصل شده است، غمی که شرم، خجالت، حس تقصیر، دلسردی و خشم به وجود می آورد و در نهایت منجر به مرگ میشود، غمی که ما را از خدا جداتر و دورتر می کند. بله، غم دنیوی فقط افسوس میخورد و پشیمان است.
آیا یهودا شاگرد مسیح را به یاد دارید؟ او به مسیح خیانت کرد و او را به سوی مرگ بر صلیب تسلیم کرد. یهودا هق هق کنان اشک میریخت و از کردۀ خودش خیلی پشیمان بود. اما آیا این اندوه و غم منجر به توبه شد؟ نه! هرگز! او فقط پشیمانی و ندامت داشت و به کار خودش افسوس میخورد. غم او چون غم خدایی نبود، منجر به توبه نشد، بلکه به مرگ و در نهایت جدایی بیشتر از خدا منتهی شد.
حالا وقتی به دوم قرنتیان ۷ برمیگردیم، به آیه ۱۱ میرسیم.
آیه ۱۱ به هفت خصوصیت توبۀ حقیقی اشاره میکند. این آیه میگوید ببینید اندوهی که برای خدا بود چه ثمراتی در شما پدید آورده است.
اولین ثمره توبۀ آنها روحیه پشتکار و علاقه آنها برای خوشنود ساختن خدا بود. علاقه به پاک و مقدس زندگی کردن و مورد پسند خدا بودن یکی از اولین نشانههای توبه واقعی است.
دومین ثمرۀ توبۀ آنها، در کنار تلاش و علاقه برای خشنود ساختن خدا، شور و اشتیاق برای داشتن وجدانی خالص و پاک بود. آنها واقعاً در صدد آن بودند که رابطهای شفاف با خدا و دیگران داشته باشند. پاک کردن وجدان یکی از خصوصیات توبۀ حقیقی است. وقتی ما گناهان پوشیدۀ خودمان را به خدا و دیگران اعتراف میکنیم و میخواهیم وجدان خود را پاک نگاه داریم، این یکی از شواهد توبۀ حقیقی در ماست.
سومین ثمر خشم (غیرت ) خدایی است، خشم و غیرتی که به گناه به دید چیزی کوچک و بی اهمیت نگاه نمیکند، بلکه چیزی بسیار جدی، روحیهای که اصلاً حاضر نیست ریسک ارتکاب به گناه را قبول کند چون گناه و اثرات مخرب آن را جدی میگیرد.
چهارمین مورد ترس است. که این ترس در واقع، ترس خدایی است. ترسی که در کتابمقدس درباره احترام نسبت به شخصیت خدا و مخصوصاً قدوسیت اوست.
و سپس در مرحله پنجم، صحبت از اشتیاق و تمایل عمیقی میکند که میخواهد اراده خدا را به جا بیاورد. آنها واقعا مشتاق بودند که رابطهشان با پولس بصورتی باشد که خدا میخواهد. آنها واقعاً تمایل داشتند که رابطۀ دوستانه و پر از آشتی آنها با پولس به صورت اولیه برگردد و حفظ شود. توبه حقیقی همیشه تمایل دارد که همه چیز بر حسب اراده خدا اصلاح شود و در جای درست قرار گیرد، روحیهای که سعی بر اصلاح و تصحیح کردن مسائل دارد.
در مرحله ششم، توبه حقیقی ایجاد غیرت میکند، غیرت برای مقدس زیستن و نفرت از هر آنچه که جلال و حیثیت خدا را زیرسوال میبرد.
و در نهایت، در مرحله هفتم، توبۀ حقیقی بهدنبال مجازات و انتقام گرفتن از ناراستی است. شاید کلمات مجازات و انتقام واژههای منفی مسیحی به شمار آیند. ولی در اینجا، منظور روحیهای است که میخواهد بی عدالتی و ناراستی را محکوم و مجازات کند. توبۀ حقیقی همیشه با خودش دفاع از راستی را به همراه دارد و روحیهای دارد که بی عدالتی و بی انصافی را دوست ندارد.
آخر آیه ۱۱ با این جمله تمام میشود که شما از هر حیثیت ثابت کردید که در این قضیه بی تقصیر (و یا مُبرّا) هستید. این بدان معنا نیست که آنها از اول بیتقصیر، بیگناه، و مبرا بودند. نه! آنها الان توبه کرده بودند. آنها طرز فکرشان را عوض کرده بودند. آنها روش و سبک زندگی و رفتارشان را تغییر داده بودند. و حالا زندگی آنها نشان میداد که چقدر تغییر کردهاند، به طوری که شواهد آن برای پولس کاملاً مشهود بود. آنها نسبت به موضوع توبه بسیار جدی برخورد کردند و از خودشان بی تفاوتی نشان ندادند، و از کنار آن بی اهمیت رد نشدند. بلکه با غیرت و جدیت برخورد کردند.
مسیح در مکاشفه ۳ :۱۹ به کلیسای خود میگوید:
«پس به غیرت بیا و توبه کن.» این آن نوع توبهای بود که ما در ایمانداران شهر قرنتس میبینیم: غیرت در توبه.
واژۀ "با غیرت" و "غیور" در واقع به معنی طلبیدن مشتاقانۀ چیزی است، یعنی با اشتیاق خاص در پی چیزی بودن.
وقتی مسیح میگوید «به غیرت بیا و توبه کن،» یعنی با اشتیاق عمیق قلبی به دنبال توبه کردن باش و آن را دنبال کن. و این واکنشی بود که ایمانداران قرنتس در توبه کردن از خود نشان دادند. آنها به صورتی سطحی نیامدند که بگویند "معذرت میخواهم" بلکه عمیقاً نسبت به آنچه که به خدا و دیگران کرده بودند متاثر، ماتمزده و غمگین بودند ... روحیهای مثل داوود، که وقتی خدا او را بخاطر گناهش توبیخ کرد، خودش را شکست و ماتم زده و غمگین اعتراف کرد: «خدایا به تو و به تو این گناه را ورزیدهام. خدایا، قلب تو را شکستم و اصلا لیاقت تو را ندارم.»
این بدان معنا نیست که هر واکنش اشک آلود و غم زده حاکی از توبۀ حقیقی است. غم و اشکی که در آن قلب غیور برای توبه نباشد، در ما هیچ تغییری به وجود نخواهد آورد و ثمر آن مرگ و جدایی بیشتر از خداست. این اندوه و اشک فقط ندامت، پشیمانی و افسوس محض است که کلام خدا آن را غم دنیا مینامد و هیچ ثمر حیات بخشی در شخص به وجود نمیآورد.
و حالا وقت آن رسیده که من و شما خودمان را تفتیش کنیم. بر اساس آنچه که در دوم قرنتیان فصل ۷ مورد بررسی قرار دادیم، آیا من و شما توبه کار حقیقی هستیم؟ آیا واقعا در من و شما غیرت و جدیت برای توبه و تغییر طرز فکر و سبک زندگی دیده میشود؟ آیا حقیقتا تغییری در عادتهای گناهآلود ما دیده میشود؟ یا در طی سالها، هنوز در اسارت آنها هستیم؟ قطعاً این به این معنا نیست که وقتی ما از گناهی توبه میکنیم، آن گناه یک شبه در ما ریشه کن میشود. ما قطعاً تحت وسوسۀ گناه دوباره قرار خواهیم گرفت و حتی ممکن است دوباره شکست بخوریم و آن گناه را انجام بدهیم، اما نقطه نظر و دیدگاه شما نسبت به آن گناه دیگر مثل قبل نخواهد بود. یواش یواش تمایل ما نسبت به آن گناه کم شده و حتی از آن متنفر خواهیم بود. و حتی اگر هنوز نسبت به آن گناه حس رضایت کنیم و هنوز به آن چسبیده باشیم، ولی مثل قبل نسبت به آن بی تفاوت نیستیم و تمایل اصلی ما این است که با آن مقابله کنیم. چون قلباً از آن گناه متنفریم. در واقع چون واقعا توبه کردهایم، نقطه نظری متفاوت از قبل نسبت به آن داریم. آیا شما واقعاً شخصی توبه کار هستید؟ آیا توبه در زندگی شما دائمی و ادامه دار است؟ آیا نقطه نظر قلبی شما امروز در این لحظه، نقطه نظر یک شخص توبه کار است که حاضر است از چیزهایی که خدا در زندگیاش از آنها خرسند نیست رو برگردانده و توبه کرده است؟
در این ارتباط سرودۀ زیبایی در زبان انگلیسی هست، که ترجمۀ آن را به فارسی برای شما خواهم خواند. این شعر در خطاب به خدا میگوید:
افسوس از ساعات و روزهایی که تلف کردم
افسوس از لذات زودگذری که تجربه نمودم
لذاتی که تو هرگز و هیچگاه در آنها نبودی
به تو اعتراف میکنم که اگرچه محبت تو در من هست
همواره از آن نیستم سرمست
و حال توبه میکنم ، بهانه نمیآورم
توبه میکنم و کسی را سرزنش نمیکنم
به سوی تو باز میگردم تا دوباره عاشقت شوم
توبه میکنم، بر زانوانم توبه میکنم
افسوس میخورم بر بُت هایی که به جایت پذیرفتم و پرستیدم
افسوس میخورم که فرمانت رد کردم و گریختم
تا کبر و غرورم راضی کنم
تا نفس خود خواهم دنبال کنم
به تو اعتراف میکنم به تو نیازمندم، ای سرورم
بیدار و احیایم کن ای منجیام
نفسم انکار کنم و صلیبم بر دوش، تو را دنبال کنم
توبه میکنم، بهانه نمیآورم
توبه میکنم، کسی را سرزنش نمیکنم
بسوی تو باز میگردم تا دوباره عاشقت شوم
توبه میکنم، بر زانوانم توبه میکنم
واعظ معروفی به نام بیل الیف میگوید: "میدانید ما ایمانداران دوست داریم که دربارۀ رشد کلیسا، روشهای جدید، و ایدههای خوب و برنامههای متنوع برای افراد کلیسا صحبت کنیم، ولی در بین همه این زرق و برقها، کلمهای کاملا به دست فراموشی سپرده میشود، و وقتی از ایمانمان کمی میگذرد، این کلمه خیلی بندرت شنیده میشود. و آن کلمۀ "توبه" است. ولی نکته جالب توجه، شاید بهتر باشد بگویم نکته شگفت انگیز، (شاید بهتر است بگویم، نکته غم انگیز) این است که در حالی که ما این کلمه را سعی میکنیم که از صحنه محو کنیم، اولین واژۀ موعظۀ مسیح بود. او گفت: «توبه کنید، زیرا که پادشاهی خدا نزدیک است». (متی ۴: ۱۷)
مسیح میداند که ما طعم پادشاهی خدا را نخواهیم چشید مگر آنکه توبه اصل زندگی ما باشد. توبه تنها و تنها راه ورود به ملکوت خدا و شروع رابطه و زندگی جدید با مسیح است. ولی فقط به این ختم نمیشود. توبه کلید تجربۀ شادی بخش زندگی روزانه ما با خدا هم هست.
اگر به تاریخ بیداریهای جهان نگاه کنیم، توبه از موارد قطعی تشکیل دهندۀ بیداریهای روحانی است. به معنی ساده، توبه یعنی تغییر فکر. ولی در کلام خدا، توبه یعنی تغییر طرز فکری که روحالقدس آن را تغییر داده است ... تغییر فکری که آنقدر واقعی و عمیق است که مسیر زندگی شخص را کاملاً عوض میکند، رفتار او را کاملاً تبدیل میدهد و سبک و روش زندگی او را متحول میکند. ما به این نوع تغییر یعنی تغییر طرز فکر نیاز داریم ... تغییر طرز فکر درباره دیدگاه مان نسبت به گناه.
یکی از زیباترین و پر اهمیت ترین بخشهای کلام خدا در ارتباط با این موضوع، در متی ۵: ۳ مطرح شده است. در این بخش مسیح میگوید: «خوشا به حال مسکینان در روح.»
به نظر مسیح مسکین چه کسی است؟ مسکین کسی است که میداند و تشخیص میدهد که چقدر از لحاظ روحانی فقیر و نیازمند است، کسی که میداند به تنهایی قادر به بقا نیست. او بدون خدا نمیتواند زندگی کند. مسیح درست در آیه بعد میگوید: «خوشا به حال ماتمیان.» بسیاری اوقات این آیه دربارۀ عزاداران یا موقعیتی غمگین (شبیه آن) استفاده شده است، اما این کلمه در واقع به معنی کسی است که میبیند به خاطر وجود گناه در زندگیاش چقدر بدون خدا نیازمند و مسکین است. و حالا به خاطر وجود گناه که او را از خدا به دور داشته، غم زده و ماتم زده است و شرایط ماتم زدهای که او به خاطر گناهانش دارد، او را به مرحله بعدی که در آیه بعد به آن اشاره شده میرساند و آن فروتنی و تواضع در مقابل خداست. او آنقدر مسکین و بیچاره است که از این موضوع ماتم زده شده ... و ماتم او، او را به مرحلهای میرساند که به سوی خدا فروتنانه و با شکستگی طلب کمک کند.
کمپبل مورگان، درباره این فروتنی و شکستگی میگوید: "این نوع شکستگی یعنی تمایل به تحت حکومت دیگری قرار گرفتن ... یعنی تمایل به اداره شدن و کنترل شدن توسط دیگری. شکستگی روحیهای پر از تسلیم است که شخص را وا میدارد تا به زندگی کلافه و سردرگم و بی نظم و ترتیب خود نگاه کند و به مرحلهای برسد که نزد خداوند فریاد برمیآورد که خداوندا، از گرفتن زمام امور زندگیام به دستم خسته و کلافه شدهام، تو بر آن حکمرانی کُن و سُکان زندگیم را تو به دست بگیر."
بسیاری از این متعجباند که چرا کلام خدا آنقدر درباره روحیه ماتم و شکستگی صحبت میکند ؟چون خدا میخواهد که مثل او به گناه نگاه کنیم. اگر ما مثل او به گناهان خود نگاه کنیم، خواهیم دید که چقدر وضعیت ما اسفناک و دردناک است، وضعیتی که ما را ماتم زده و دردمند خواهد کرد.
در یعقوب فصل چهارم درست در جایی که میگوید به خدا نزدیک شوید که او نیز به شما نزدیک خواهد شد، ادامه میدهد که «ای گناهکاران، دستهای خود را پاک کنید و ای دو دلان، دلهای خود را طاهر سازید. به حال زار بیفتید، نُدبه و زاری کنید و خندۀ شما به ماتم و شادی شما به اندوه تبدیل گردد.»
بله خدا میخواهد ابتدا با دید و نظر او به گناه کنیم. وقتی با دید او خود را ببینیم، مثل اشعیا که در فصل ششم کتاب اشعیا، در هیکل خدا را دید، به خودمان نگاه خواهیم کرد و خواهیم گفت: «وای برمن ، وای برمن.»
همه عذر و بهانۀ ما نسبت به گناهانمان از نظر ما محو خواهند شد و خود را آن طور که هستیم خواهیم دید و به حال خود ماتم خواهیم نمود. و این غمی است که منجر به توبه میشود.
مسیح با اشاره به اینچنین ماتمی میگوید: «خوشا به حال ماتمیان زیرا آنان تسلی خواهند یافت.» چون ماتم آنان منجر به توبه میشود و هر جا توبۀ حقیقی هست، آنجا حیات و در نتیجه تسلی و آرامش شفا و آزادی خدا صادر میشود.
توماس واتسون یکی از نویسندگان قدیمی مسیحی میگوید: "از کجا بدانم که به خاطر گناهم به اندازۀ کافی ماتم زده و فروتن شدهام؟ از کجا بدانم توبهام بسنده و واقعی است؟ پاسخ این است که وقتی که تو واقعاً در صدد آن هستی که گناهت را ترک کنی و از آن دست بکشی."
توماس واتسون ادامه می دهد همه ما احتیاج به توبه یعنی تغییر طرز فکر نسبت به نجات دهندهمان عیسای مسیح داریم. باید از داشتن طرز فکر غلط نسبت به او توبه کنیم.
مسیح گفت: «اگر تاجری مروارید بسیار با ارزشی مییابد که در خاک پنهان شده، میرود و هر آنچه را که دارد میفروشد تا آن مروارید را بخرد و به مالکیت خود درآورد.» (متی 13 : 45-46) آیا واقعاً برای من و شما، مسیح آن مروارید بسیار با ارزش و قیمتی است؟
امروزه مرواریدهای جعلی بسیاری به انسانها عرضه میشوند. مردم جان و مال خود را فدای این مرواریدهای جعلی میکنند. آیا من و تو میدانیم که عیسی آن یک دانه مروارید اصل بسیار بسیار با ارزش است؟ اگر نه، باید از این طرز فکرکه او بالاترین ارزش را برای ما ندارد، توبه کنیم. واقعا آنچه که حقیقی، باارزش، خوب، و قابل تقدیر است چیست؟ مسیح یا مرواریدهای دیگر؟ آیا ما ایمانداری هستیم که در پی مرواریدهای جعلی هستیم؟ پس باید از این طرز فکر و روش زندگی توبه کنیم.
وقتی بیداری روحانی واقعی اتفاق میافتد، نظر مردم نسبت به مسیح عوض میشود. آنها میخواهند هر آنچه را که بین آنها و مسیح حائل ایجاد کرده را کنار بگذارند و از این به بعد، مسیح بالاترین مقام و بیشترین ارزش را در زندگی آنها به خود میگیرد. آیا من و شما این نقطه نظر را داریم؟ آیا مسیح مروارید حقیقی بسیار با ارزش ماست؟
مسیح بارها در کتاب مکاشفه خطاب به کلیسای خود گفت: «تو فکر میکنی که دولتمندی، اما غافلی که تیره بخت، تأسف انگیز، مستمند و کور و عریانی». این ایماندران تصور میکردند که با داشتن مرواریدهای جعلی در این دنیا خوشبختاند، ولی مسیح به آنها گفت: توبه کن. بدون من تیره بختی!
آنها فکر میکردند که در امنیت و وضعیت خوبی هستند، ولی مسیح به آنها گفت: از این طرز فکر توبه کن، چون وضعیت تو بدون من اسفانگیز است. آنها فکر میکردند که بدون مسیح، جهانبینی و حکمت درستی دارند ولی مسیح به آنها گفت: از همین طرز فکر توبه کن، چون بدون من کور هستی.
اگر مثل آدم و حوا که برای خود از برگ، لباس دوختند، این ایمانداران هم فکر میکردند که از لحاظ روحانی پوشیده و امن هستند، کاملاً اشتباه میکردند. مسیح به آنها میگوید: توبه کن چون بدون من عریانی. پس به غیرت بیا و توبه کن.
دعا: "ای پدر، چنانکه در کتاب مکاشفه بر این ایمانداران اینچنین مکاشفاتی دادی تا به غیرت بیایند و توبه کنند، با ما نیز ملاقات کن و ما را یاری کن تا توبهای حقیقی داشته باشیم. ما را از توبههای غیر حقیقی که طرز فکر، عادتها و رفتار ما را تغییر نمیدهد و طرز فکر ما را نسبت به ابهت و ارزش مسیح عوض نمیکند، نجات بده. خداوندا، میطلبیم تا روح تو در ما احیایی آسمانی و فوق طبیعی ایجاد کند. بیداری و احیایی حقیقی که حاصل توبۀ حقیقی در هر یک از ما است. آمین"
نازی: از شما دعوت میکنیم که با ما در برنامه آینده نیز همراه شوید، تا با هم به بررسی فیض عجیب، عظیم، و باور نکردنی خدا بپردازیم. فیضی که او آن را در قلب های فروتن و شکستۀ ما با سخاوت جاری میکند.
آنچه در این برنامهها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه میشود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما میرسد. ترجمه و تهیۀ این برنامهها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دلهایمان احیا کُن» و «راستی» میباشد.
برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامهها میتوانید به بخش فارسی تارنماهای
www.factministries.org
www.راستی.com
مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.
*تخفیفها فقط در طول پخش فصل پادکست فعال هستند.