پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 2)
توبۀ ادامهدار
نازی: چطور میتوان مطمئن شد که توبه ما واقعی است؟ در برنامه امروز به این موضوع خواهیم پرداخت.
سابرینا: اولین ثمرۀ قلبِ توبهکار، زندگیای است که اعمالِ نیکو از آن جاری میشود. اگر میوه نیست، یعنی اصلاً ریشهای وجود ندارد. اگر نشانههای حیات وجود ندارد، اگر رُشد صورت نمیگیرد، پس هنوز همه چیز مُرده و توبهای صورت نگرفته [است].
نازی: شنوندگانِ گرامی، با برنامهای دیگر از پادکست دلهایمان احیا کُن، با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما دوستان عزیز هستیم. امیدواریم که تا به حال کتاب در طلب خداوند را تهیه کرده باشید و با ما در سَفرِ طلبیدن خداوند همراه شده باشید. در برنامۀ اخیر، ما به موضوعِ توبه پرداختیم. هر وقت توبۀ حقیقی صورت میگیرد، قطعاً بیداری و …
پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 2)
توبۀ ادامهدار
نازی: چطور میتوان مطمئن شد که توبه ما واقعی است؟ در برنامه امروز به این موضوع خواهیم پرداخت.
سابرینا: اولین ثمرۀ قلبِ توبهکار، زندگیای است که اعمالِ نیکو از آن جاری میشود. اگر میوه نیست، یعنی اصلاً ریشهای وجود ندارد. اگر نشانههای حیات وجود ندارد، اگر رُشد صورت نمیگیرد، پس هنوز همه چیز مُرده و توبهای صورت نگرفته [است].
نازی: شنوندگانِ گرامی، با برنامهای دیگر از پادکست دلهایمان احیا کُن، با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما دوستان عزیز هستیم. امیدواریم که تا به حال کتاب در طلب خداوند را تهیه کرده باشید و با ما در سَفرِ طلبیدن خداوند همراه شده باشید. در برنامۀ اخیر، ما به موضوعِ توبه پرداختیم. هر وقت توبۀ حقیقی صورت میگیرد، قطعاً بیداری و احیای روحانی هم به وقوع میپیوندد.
سابرینا: چندی پیش من در بارۀ یک گانگسترِ (تَبَهکارِ) مشهور به نامِ «میکی کوهن» مطلبی جالب میخواندم. نیکی کوهن در یکی از جلساتِ بشارتی در جنوب کالیفرنیا شرکت میکند و مجذوبِ پیغام واعظ میشود. بعد از جلسه افراد زیادی با او صحبت میکنند تا نیکی زندگی خود را به مسیح بسپارد و از او دعوت کند تا گناهانش را بخشیده، وارد زندگی او شود. او ظاهراً این قدم را برمیدارد و مسیح را خداوندِ خود اعلام میکند. اما متاسفانه بعد از آن، هیچ تغییری در روشِ زندگی او دیده نمیشود. او بعدها اظهار کرد: "کسی به من نگفته بود که باید از شغلِ خودم (گانگستر بودن) دست بکشم. کسی به من نگفت که باید از معاشرت دوستان نابابِ خودم اجتناب کنم." او قبلاً شنیده بود که مثلاً برخی از مردم که به مسیح ایمان آوردهاند، اگر معلم بودند، معلم باقی ماندهاند ... اگر بازیکن فوتبال بودهاند، هنوز هم بازیکن فوتبال هستند ... و اگر سناتور مجلس بودند، هنوز هم سناتور باقی ماندهاند. پس او فکر میکرد که به عنوان یک گانگستر و تبهکار هم، پس از ایمان به مسیح میتواند یک گانگسترِ مسیحی بود.
شاید از این جملۀ آخر همهمان خندهمان بگیرد ... ولی متاسفانه این طرز فکر بسیاری از مسیحیان امروز است. جورج گَلوُپ، نظرسنجی معروف آمریکایی، گزارش میدهد که در آمریکا اکثریت اشخاصی که مدعی هستند که مسیحی هستند، زندگی روزانهشان با دیگر افرادی که غیر مسیحی هستند تفاوتی ندارد. و سایرِ مطالعات، تحقیقات، و نظرسنجیهای بیشتر این واقعیت را تأیید میکند.
بله، اکثر افرادی که مدعی هستند مسیحی هستند، زندگیشان به هیچ وجه با سایرِ افرادی که خود را مسیحی نمیدانند، تفاوتی ندارد.
وقتی که به آمار طلاق در میان مسیحیان، دیدگاهِ آنها در بارۀ زندگی اخلاقی، و تجربیات جنسی توجه میکنیم، متاسفانه این آمار به همان اندازه که در بین غیر مسیحیان بالا است، در بینِ آنهایی که مدعیاند که مسیحی هستند، هم چشمگیر است.
در زندگیِ اکثرِ این افراد، شواهد و آثارِ تولد تازه دیده نمیشود. افرادی که خود را مسیحی میخوانند ولی سالها و سالهاست که در گناهان و اسارتهای مختلف به سر میبرند و هیچگاه طعم پیروزی در مسیح را نچشیدهاند. برخی از آنها اصلاً در خود، نیازی به تغییر نمیبینند ... افرادی که اشتیاق و اشتهایی برای مسائل روحانی ندارند ولی در عین حال، خود را مسیحی میپندارند.
ولی واقعاً مشکل چیست؟ به نظر من، بسیاری از افرادی که هر هفته روی نیمکتهای کلیسا مینشینند، اصلاً تولد دوباره در مسیح را تجربه نکردهاند ... افرادی که به صورت فیزیکی (در جسم) حضور دارند، ولی روحاً در مسیح زنده نشدهاند ... افرادی که مذهبی هستند، اما رابطهای با خدا ندارند ... افرادی که با لَبهای خود به مسیح معترف هستند، آن عیسایی [را] که اصلاً وارد زندگی آنها نشده است ... افرادی که اسم آنها به عنوانِ عضو در دفتر کلیسایی درج شده، ولی عضوِ واقعیِ بدنِ مسیح یعنی کلیسای حقیقی نیستند و اسمِ آنها در دفتر حیات درج نشده است.
قطعاً به من و شما داده نشده است که بدانیم در دلِ افراد چه میگذرد. و نهایت، این خداست که از همه چیز باخبر است، اوست که تفتیشکنندۀ قلبهاست و از چگونگیِ زندگیِ روحانیِ میلیونها میلیون نفری که هر یکشنبه در کلیساها ظاهر میشوند، باخبر است.
اما واقعیت این است که بسیاری از افرادی که به اصطلاح، دعای نجات را گفتهاند (خواندهاند)، عضو کلیسا هستند، آنها تعمید گرفتهاند، و حتی در مقامهای مختلفِ رهبری در کلیسا مسئولیت دارند. این افراد ممکن است مسئول تعلیم گروههای کوچک باشند، در گروه پرستش سرود بخوانند، و مشغول یک جور خدماتِ دیگر کلیسایی باشند، اما در واقعیت اصلاً آن تبدیلی را که حاصلِ تولد تازه شدن در مسیح است را نچشیدهاند، کسانی که فرزند خدا نیستند و علیرغمِ عضویت در کلیسا، به مسیح تعلق ندارند.
ایکاش که در زندگی این افراد، توبۀ حقیقی صورت میگرفت ... ای کاش از پُشتِ منبرها بیشتر از آنکه از مردم دعوت بشود که بیایند و به عضویت کلیسا بپیوندند، از آنها دعوت به توبه میشد.
موعظۀ انجیلِ مسیح بدون دعوت به توبه پیغامی است ناقص و معیوب. ما میتوانیم کلیساها را از جمعیتی انبوه پُر کنیم ولی موضوع این است که وقتی موعظهها در برگیرندۀ پیغامِ توبه باشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاید دیگر مردم مثلِ قبل واکنش مثبت نشان ندهند، شاید جمعیت، دیگر هیجانِ قبل را نداشته باشد، شاید دیگر، مردم علاقه به کلیسا و خدمت در آن را نداشته باشند. چرا؟ چون توبه یعنی تغییرِ تابعیت، تغییرِ تعهُدات، تغییرِ سرسپردگی از یک پادشاهی به پادشاهیِ جدید، از یک قلمرو به قلمروِ دیگر، تغییر تابعیت و سرسپردگی به معیارها و قوانینِ جدید یک پادشاهِ جدید.
مردم این واکنشِ مثبت را نشان نمیدهند چون انسانها میخواهند خودشان بر زندگیشان پادشاهی کنند. و بنابراین آنها از این تغییرِ تابعیت که اسمِ کتابمقدسیِ آن «توبه» است، استقبال نمیکنند. توبه هدیه خداست. و اگر توبهای صورت نگیرد، ممکن است که عناوینِ افراد عوض شوند ولی تبدیل درونی صورت نگرفته است.
اگر به انجیل مرقس فصل اول مراجعه کنیم، میبینیم در آیات ۱۴ و ۱۵ مسیح در حال موعظۀ انجیل بود. در این آیات میخوانیم: «عیسی پس از گرفتار شدن یحیی به جلیل رفت. او خبر خوش خدا را اعلام میکرد.»
این خبر خوش که همان انجیل باشد چه بود ... که مسیح در حال موعظه و اعلام آن بود؟
این آیه ادامه میدهد: «زمان به کمال رسیده و پادشاهی خدا نزدیک شده است. توبه کنید و به این خبر خوش ایمان آورید.» در واقع، توبه کردن و ایمان آوردن به انجیل دو عامل مجزا از هم نیستند. آنها یک هستند. این، مثل این است که بگوییم شهرِ تهران را ترک کن و به شیراز برو. اگر میخواهیم به شیراز برویم باید تهران را ترک کنیم. یعنی رفتن و ترک کردن در واقع هر دو یک عمل هستند. به همین ترتیب، ما نمیتوانیم ایمان بیاوریم اگر توبه نکرده باشیم. اگر واقعاً کسی هستیم که توبۀ حقیقی کردهایم، پس ایمان آوردهایم. و اگر ایمان آوردهایم، پس توبۀ حقیقی کردهایم.
بنابراین، امروز ممکن است با انبوهی از مردم روبهرو شویم که ادعای مسیحی بودن میکنند. شاید روزی مسیح را به عنوان نجات دهنده پذیرفتهاند ... با چه انگیزهای؟ نمیدانیم! گاهی انگیزۀ آنها این است که مسیح کاری برای آنها بکند و یا چیزی از مسیح دریافت کنند ... ولی توبۀ حقیقی و تبدیلِ حاصل از آن، در زندگی آنها اتفاق نیفتاده است. بسیاری از مردم میخواهند که مسیح را به اجزای دیگر زندگیشان اضافه کنند. آنها در واقع بتی به بتهای زندگیشان اضافه میکنند ... گویا مذهبِ مسیحیت بتی است که به کُلکسیونِ بتهای آنها اضافه شده است. آنها خود را مسیحی میدانند و حتی نسبت به مسیحی بودنِ خود غیرت نشان میدهند ... ولی در واقع، آنطور که مسیح موعظه کرد، توبه نکردهاند و واقعاً ایمان نیاوردهاند. در واقع، پیرویِ آنها از مسیح شباهت به پیروی مردمی دارد که در انجیلِ یوحنا فصل ششم از آنها نام برده شده است.
تا زمانی که مسیح در حالِ انجامِ معجزات برای مردم بود، انبوهِ جمعیت او را پیروی میکرد. تا زمانی که مسیح برای آنها با قدرتِ ماورا الطبیعه خوراک فراهم میکرد و شکمهایشان سیر میشد، آنها در صحنه حاضر بودند. تا وقتی که مسیح اعمالی خارق العاده، تماشایی و چشمگیر انجام میداد، او با ازدحامِ انبوهِ مردم رو به رو بود.
اما در انجیل یوحنا فصل ۶ وقتی که مسیح شروع به موعظه در بارۀ این کرد که او خداوند و آقاست و همه چیز تحت کنترلِ اوست، بسیاری از افراد او را ترک کردند. در آیه ۶۶ میخوانیم: «از این زمان، بسیاری از شاگردانش برگشته، دیگر او را همراهی نکردند.» آن ازدحامِ انبوهِ جمعیت چه شد؟ آنها مسیح را ترک کردند.
هر جا که مردم فقط بخواهند گیرندۀ برکاتِ مسیح باشند، ولی در ایمانِ آنها اثراتِ توبه و سرسپردگیِ کامل به مسیح نباشد، آن ایمان و هیجان چیزی کاذب است که منجر به ترک کردن مسیح خواهد شد.
موعظۀ پطرس هم در روز پنطیکاست دوباره بر توبه تمرکز داشت. او در اعمال رسولان فصل ۲ آیه ۳۸ می گوید: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسای مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید.»
قطعاً آنچه که باعث نجات ابدی آنها میشد، تعمید گرفتن نبود. تعمید تنها نشانهای ظاهری است از چیز مهم دیگری که میبایستی اول در آنها اتفاق افتاده باشد. و آن توبه بود.
پطرس در موعظۀ دوم خود در اعمال رسولان 3 : 19 میگوید: «توبه کنید و به سوی خدا بازگردید تا گناهانتان پاک شود.»
آمرزش از گناهان، تنها زمانی به ما عطا میشود که توبه کرده باشیم. و همانطور که به یاد دارید، توبه یعنی تغییر تابعیت از یک پادشاهی به پادشاهی دیگر. تغییری که اعلام میکند که از این به بعد، مسیح پادشاه، آقا، صاحب، و خداوندِ زندگی من است. یعنی پُشت کردن به بتهایی که قبلاً داشتیم و پُشت کردن به نفسِ خودمان که میخواهد همواره بر تختِ سلطنتِ زندگیِ ما بنشیند. یعنی پُشت کردن به هر آنچه که میخواهد به جای مسیح بر زندگیِ ما فرمانروایی کند. و در عین حال یعنی اطاعت از پادشاهِ جدید که همان مسیح است.
این یعنی توبۀ حقیقی!
وقتی که پولس رسول در مقابل اغریپاسِ پادشاه ایستاده بود، شروع کرد به شهادت دادن در بارۀ اینکه مسیح چگونه بر او ظاهر شد و به او گفت که او را میفرستد تا در بارۀ او (یعنی در بارۀ مسیح) شهادت دهد. پولس ادامه میدهد که "ای اغریپاس، من از آنچه مسیح به من گفت سرپیچی نکردم و شروع به موعظه کردن در میان یهودیان و بعد غیر یهودیان کردم که باید توبه کنند و به سوی خدا بازگردند و اعمالی شایستۀ توبه داشته باشند." (اعمال 26 : 19-20)
آیات مذکور کاملاً نشان میدهند که قرار نیست که ما، اول اعمال خوب انجام دهیم تا تبدیل به یک ایماندارِ واقعی شویم. بلکه برعکس، میگوید: اگر من و تو واقعاً مسیحی هستیم، یعنی [اگر] توبۀ حقیقی کردهایم، پس ایمانِ ما از اعمال ما مشهود خواهد شد. اعمالِ ما بر حسبِ اعمال رسولان ۲۶ آیه ۲۰ اعمالی شایستۀ توبه خواهند بود. اولین ثمرۀ قلبِ توبهکار، زندگیای است که اعمالِ نیکو از آن جاری میشود.
کلام خدا از لفظِ دیگری هم استفاده میکند و آن «توبه از اعمال مُرده» است. این اعمالِ مُرده چه هستند؟ اعمالِ مُرده در واقع، اشاره به هر عملِ مذهبیای است که آدمیان انجام میدهند تا لطف و رحمتِ خدا را با تلاشهای انسانی کسب کنند. این عمل، مُرده است.
این اعمالِ مُرده حتی میتوانند شامل پرستش، سرود خواندن، دَه یک دادن، اعمالِ خیر و روزه باشند. و حتی گاهی گفتنِ دعای توبه (دعایِ نجات) میتواند جزو اعمالِ مُرده باشد اگر توام با توبۀ حقیقی نیست. و توبۀ حقیقی همیشه همراه با ثمر است. و این ثمر در زندگی شخص دیده میشود.
نویسنده عبرانیان [در 6 : 1] به ما هشدار میدهد که از این اعمالِ مُرده توبه کنیم. بنابراین خوانده شدهایم تا نه فقط از گناه توبه کنیم بلکه از انجامِ اعمالِ مُرده نیز اجتناب کنیم.
نیکی کوهنِ گانگستر میبایست از گناهان خود توبه کند. اما، در کنار او، مسیحیانِ کلیسا برو و یا هر شخصِ دیگرِ مذهبی نیز لازم است که از انجامِ اعمالِ مُرده توبه کند. زندگی مسیحی در واقع با توبه شروع میشود و با توبۀ هر روزه ادامه پیدا میکند. توبه، تجربۀ یک بار برای همیشه نیست که در ابتدای ایمان صورت بگیرد و تمام شود. توبه، تجربۀ هر روزۀ زندگیِ ماست. ما خوانده شدهایم تا توبهکارانی واقعی و دائمی باشیم.
بیایید با هم نگاهی به دوم قرنتیان فصل هفتم بیاندازیم.
در کلیسای شهر قرنتس، مسائلی وجود داشت که پولسِ رسول مجبور شده بود نامهای با لحنی خشن به آنها بنویسد. این نامه، اگرچه بسیار محبت آمیز بود، در عین حال توبیخ آمیز نیز بود. دقیقاً معلوم نیست کلیسای قرنتس درگیرِ چه نوع مسائلی بود ... ولی این مسائل باعث شده بود که پولس سه نامه به آنها بنویسد. اول قرنتیان، دوم قرنتیان، و نامۀ سومی که در کلام خدا قرار داده نشده است.
در این کلیسا، مواردی وجود داشت که نیاز به اصلاح داشت. پولس در نامۀ خود به این کلیسا به واکنشی که آنها نسبت به نامۀ اولش نشان داده بودند، اشاره میکند. این واکنش چه نوع واکنشی بود؟ پولس در دوم قرنتیان 2: 4 مینویسد: «با غمِ بسیار و دلی دردمند و با چشمانی اشکبار به شما نوشتم، نه تا اندوهگینِتان سازم، بلکه تا از عمقِ محبتم به خود آگاه شوید.»
ظاهراً کلماتِ تند و تهدیدکنندۀ پولس، قلب آنها را به درد آورده بود و برای همین پولس در نامۀ خود به آنها مینویسد که به خاطرِ عمقِ محبتی که نسبت به آنها داشت، این کار را کرده است. او میخواهد آنها مطمئن باشند که با غم و درد و چشمانِ اشکبار، این نامه را نوشته است. و بنابراین، قلبِ او به خاطر وضعیتی که آنها درگیرش بودند، بسیار به درد آمده بود.
پولس، در این اثنا، همکار خود تیتوس را به قرنتس میفرستد تا از وضعیتِ این کلیسا باخبر شود. هنگامی که تیتوس از قرنتس برمیگردد، اخباری با خود میآورد که دل پولس را به وجد میآورد. او به پولس میگوید: که "قرنتیان با دریافتِ نامهات دردمند شدند و مطالبِ نامه در آنها اندوه و غصه به وجود آورد. اما واکنش آنها به این درد، اندوهی خداترسانه بود. آنها به حقایقی که تو به آنها اشاره کرده بودی، واکنشِ مثبت نشان دادند و توبه کردند."
پولس در دوم قرنتیان ۷ آیه ۷ می گوید: «او (یعنی تیتوس) از اشتیاق شما، اندوهِ عمیقتان، و غیرتی که نسبت به من دارید، خبر آورد. و این بیش از پیش مرا شادمان کرد.» در واقع پولس به آنها میگوید: "تیتوس به من گفت که شما چه واکنشی نشان دادید." او در آیۀ 8 ادامه میدهد: «زیرا هرچند با نامۀ خود اندوهگینتان ساختم، از کردۀ خود پشیمان نیستم زیرا با آنکه تا حدّی پشیمان بودم، چون میبینم نامهام هر چند کوتاه زمانی شما را اندوهگین ساخت، اما اکنون شادمانم، نه از آن رو که اندوهگین شُدید، بلکه چون اندوهِتان به توبه انجامید.»
او در اصل نمیخواست که آنها را اندوهگین کند، ولی خود را مجبور میدید که آنها را توبیخ کند. و حالا خوشحال است که آنها واکنش صحیح نشان دادند، اگرچه، اول از حرفهای او به درد آمده بودند.
بنابراین، مشورتی که پولس به آنها داده بود، دردناک بود ... اما مُنجر به اصلاحِ آنها شد. و این درد و اندوه، مُنجر به توبه شده بود. حالا طرز فکر و در نتیجه، رفتارِ آنها تغییر پیدا کرده بود، اگرچه آنها با درد و اندوه به این مرحله رسیده بودند.
اگر به کتاب عبرانیان فصل دوازدهم مراجعه کنیم، در آیه ۱۱ میبینیم که همین مورد دو باره تکرار شده است. این آیه میگوید: «هیچ تأدیبی در حینِ انجام شدن خوشایند نیست بلکه دردناک است، اما بعد، برای کسانی که به وسیلۀ آن تربیت شدهاند، میوۀ آرامش و پارسایی به بار میآورد.»
قطعاً اگر ما فرزندان خود را تأدیب و تنبیه نکنیم، این بدان معنی است که آنها را دوست نداریم. در واقع چون آنها را دوست داریم و به فکرشان هستیم، آنها را تأدیب و تنبیه میکنیم.
ما هیچگاه نمیتوانیم آزادی از گناه را تجربه کنیم، مگر آنکه به مرحلهای برسیم که برای وضعیتِ گناهآلودِ خود ماتم کنیم، مرحلهای بسیار دردناک، مرحلهای پُر از پشیمانی و ندامت و اندوه به خاطر وجودِ گناه، ولی اندوه و دردی که در آخر، آزادی از گناه را به بار میآورد.
پولس میدید که این تأدیب، باعثِ اندوه و دردِ قرنتیان شده بود. خودِ پولس نیز اندوهگین بود ... ولی او این را مفید میدید که آنها به خاطرِ گناهشان دردمند و اندوهگین شدهاند. آخرین باری که شما برای وجودِ گناهتان به مرحلۀ درد و اندوه و ماتم رسیدهاید، کِی بوده است؟
بسیاری از ما، از گناهانِمان اندوهگین میشویم نه به خاطر وجودِ آن گناه در زندگیمان، بلکه به خاطر اینکه لو رفتهایم و دیگران با خبر شدهاند. ولی کلامِ خدا صحبت از غمی میکند که مُنجر به توبه میشود. برای همین، ما ممکن است روزها اشک بریزیم و ماتم کنیم ولی هیچگونه توبهای در ما صورت نگیرد!
مسیح گفت: «خوشا به حال ماتمیان، زیرا که تسلی خواهند یافت.» او در واقع به آن اندوه و دردی اشاره میکند که شخص نسبت به گناهِ خود دارد و به توبه میانجامد.
هنگامی که روح القدس ما را به گناه مُلزم میکند، همراه با آن، حسِ سنگینیای گناه را نیز به ما میبخشد؛ حسِ سنگینیای که با خود، درد و اندوه و ماتم به همراه میآورد؛ آنچه که مارا به توبه هدایت میکند.
بنابراین وقتی در زیرِ اینچنین درد سنگینی هستیم و احساس میکنیم که داریم خُرد میشویم، از آن فرار نکنیم. چراکه این غمی است که خدا بخشیده تا منتهی به توبه و شادیِ پس از آن شود.
اگر به یاد داشته باشید، پولس هم به قرنتیان نوشت: «چیزهایی که به شما نوشتم، باعث اندوهِ شما شد ولی اگر چه کوتاه زمانی شما را اندوهگین کرد، ولی اندوهتان به توبه انجامید.»
بله، گناه همیشه با خود، لذتِ کوتاهزمان و غمِ بلندمِدّت بهمراه میآوَرَد. ولی توبه، همواره ما را واردِ غم و اندوهِ کوتاهزمان ولی شادیِ بلندمدت میکند. شما کدام را انتخاب میکنید؟ لذتِ کوتاهزمان و غمِ بلندمدت؟ یا غمِ کوتاهزمان و شادیِ بلندمدت؟
لذتِ گناه همیشه محدود به زمانی کوتاه است و با خود، بارِ اندوهِ جاودانی را به همراه دارد.
ولی توبه همیشه با درد شروع میشود، غم و دردی کوتاهمدت که با خودش شادی و آزادی جاودانی را به همراه میآورد. آیا شما مایلید برای مدتی محدود، از گناه لذت ببرید و همۀ ابدیت را در اندوه و درد بگذرانید؟ یا میخواهید الان برای مدتی محدود، از گناهِ خود ماتم کنید و درد بکشید اما همۀ ابدیت را در شادی و آزادیِ بهجاماندنی به سر ببرید؟
در برنامۀ آینده به آثارِ توبۀ حقیقی خواهیم پرداخت. سوالی که امروز وجود دارد این است که آیا شما بر گناهِ خودتان ماتم میکنید؟ آیا غمی که منشا توبه باشد، در شما دیده میشود؟
دعا: "آه ای خداوند، ای کاش قلبی به ما میدادی تا همان احساس و دیدگاهی که تو نسبت به گناه داری را، ما هم داشته باشیم. عطا کن که وقتی تو ما را به گناهمان ملزم میکنی، گناهِ خودمان را آنطور که هست ببینیم و از وجودِ آن در زندگیمان پشیمان و اندوهگین بشویم. عطا کن غمی را که منشأ توبه است، در ما ایجاد شود ... غمی که ما را به توبۀ حقیقی و شادیِ ابدی و برجاماندنی هدایت کند. در نام مسیح، آمین."
نازی: بله، گناه موضوعی است جدی ... و توبه هم موضوعی است پُر اهمیت که باعثِ شادیِ عظیم و غیرِ قابلِ وصف در زندگی ما میشود.
موضوعِ توبه یکی از موضوعات مهمی است که در کتاب در طلبِ خداوند به آن پرداخته شده است. از شما دعوت میکنیم که این کتاب را تهیه کنید و همراه با این برنامهها آن را مطالعه کنید. در برنامۀ آینده در بارۀ لُزومِ توبه خواهیم شنید. پس با ما همراه باشید.
نازی: آنچه در این برنامهها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه میشود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما میرسد. ترجمه و تهیۀ این برنامهها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دلهایمان احیا کُن» و «راستی» میباشد.
برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامهها میتوانید به بخش فارسی تارنماهای
www.factministries.org
www.راستی.com
مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.
*تخفیفها فقط در طول پخش فصل پادکست فعال هستند.