پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 1)
پیغامِ حیاتی
نازی: کتاب مکاشفه با پیغامی به هفت کلیسا آغاز میشود. اگر شما فرصت داشته باشید تا تنها، یک پیغامِ حیاتی به کلیسا بدهید، چه موضوعی را انتخاب میکردید؟
سابرینا: اگر به یاد داشته باشید، مسیح پیغامی به هفت کلیسا میفرستد. وجهِ مشترکِ همۀ این پیغامها، توبه بود. اگر به وضعیت هر یک از این کلیساها نگاهی بیندازیم، میبینیم که هر یک از آنها خصوصیاتِ مثبت و شایانِ تقدیری داشتند، اما مسیح از مواردی که این کلیساها میبایست از آنها توبه کنند، چشمپوشی نمیکند.
سوال این است که اگر مسیح بخواهد به ما و یا به کلیسایِ ما پیغام بفرستد، چه پیغامی خواهد داد؟ من فکر میکنم پیغام اصلی او دوبارۀ مکاشفه فصل ۳ آیه ۱۹ خواهد بود که میگوید: «من کسانی را توبیخ …
پادکست دلهایمان احیا کُن
عنوان برنامه: در طلبِ خداوند ـ توبه
در طلبِ خداوند ـ توبه (بخش 1)
پیغامِ حیاتی
نازی: کتاب مکاشفه با پیغامی به هفت کلیسا آغاز میشود. اگر شما فرصت داشته باشید تا تنها، یک پیغامِ حیاتی به کلیسا بدهید، چه موضوعی را انتخاب میکردید؟
سابرینا: اگر به یاد داشته باشید، مسیح پیغامی به هفت کلیسا میفرستد. وجهِ مشترکِ همۀ این پیغامها، توبه بود. اگر به وضعیت هر یک از این کلیساها نگاهی بیندازیم، میبینیم که هر یک از آنها خصوصیاتِ مثبت و شایانِ تقدیری داشتند، اما مسیح از مواردی که این کلیساها میبایست از آنها توبه کنند، چشمپوشی نمیکند.
سوال این است که اگر مسیح بخواهد به ما و یا به کلیسایِ ما پیغام بفرستد، چه پیغامی خواهد داد؟ من فکر میکنم پیغام اصلی او دوبارۀ مکاشفه فصل ۳ آیه ۱۹ خواهد بود که میگوید: «من کسانی را توبیخ و تأدیب میکنم که دوستشان میدارم. به غیرت بیا و توبه کن.» بله، آیا پیغام امروز مسیح به من و شما این نخواهد بود که «به غیرت بیا و توبه کن»؟
نازی: شنوندگان گرامی، امروز با برنامهای دیگر از پادکست دلهایمان احیا کُن با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما عزیزان هستیم.
توبه چیزی نیست که فقط مربوط به زمان ایمان آوردن به مسیح باشد و بس! توبه فرآیندی است که به طور روزانه در زندگی ایمانداران اتفاق میافتد. در عین حال، توبه یکی از آثار بیداری روحانی واقعی است. در طول برنامههای قبلی، ما بیداری روحانی و اهمیت موضوعاتی چون فروتنی و صداقت را در بیداری روحانی بررسی کردیم. در چند برنامۀ آینده، ما به بررسی موضوع مهم دیگری یعنی موضوع توبه خواهیم پرداخت.
سابرینا: همانطور که میدانید، ما در ادامه بررسی سری مطالعاتِ خود در بارۀ در طلب خداوند بودن هستیم. تا به حال دیدیم بیداری روحانی یک فرایند و یا پروسه است که در زندگی ما به وقوع میپیوندد، درست مثل کشاورزی. در کشاورزی، مرحلۀ شخم زدن فرآیندی است که خودش شامل چند مرحله است که نیاز به زمان دارد. از برنامههای قبلی تا به اینجا، ما هنوز در فرآیند شخم زدن دلهایمان هستیم. ولی آیا قرار است همیشه در این مرحله بمانیم؟ نه! مرحله شخم زدن اگر چه مرحلهای است که زمان میبرد، ولی بالاخره زمانی خواهد رسید که وقت، وقتِ کاشتن بذر است ... کاشتن بذر در خاک قلبهایمان، خاکی که سرِ فرصت، زیرو رو شده، نرم شده، سنگها و قسمتهای سخت آن خُرد شده است. من به شما قول میدهم که اگر با صبر و طمأنینه به این فرآیند ادامه دهید و ناامید نشوید، روزی میرسد که قطعاً به فصل درو و برداشت محصول هم خواهید رسید. همان محصولی که قبلا دیدیم در کتاب هوشع «محصولِ پارسایی و عدالت» نامیده شده است. اگر به یاد داشته باشید در کتاب هوشع در فصل دهم آیه ۱۲ دیدیم که کلام خدا میگوید: «زیرا که وقت است که خداوند را بطلبید تا بیاید و بر شما عدالت (یا پارسایی) را بباراند.» بنابراین، در طلب خداوند بودن فرایندی است که باید در آن صبر و حوصله به خرج دهیم تا خداوند بیاید و ما را ملاقات کند.
حالا وقتی به موضوع توبه میرسیم، نظر ما نسبت به آن چیست؟ ما واقعاً چه طرز فکری نسبت به مفهوم توبه داریم؟ توبه چیزی است که معمولاً مردم مشکلی ندارند که درباره آن موعظه بکنند یا موعظه بشنوند و یا اینکه در بارۀ آن با همدیگر صحبت کنند. در واقع تا جایی که در بارۀ گناه و توبه، صحبتی کُلّی ارائه داده میشود، ایرادی وجود ندارد. ولی وقتی که صحبت دربارۀ توبه، به توبه از گناهی خاص اشاره کُند، یعنی وقتی مسئله شخصی میشود، مردم نسبت به آن حالت تدافعی نشان میدهند. با این همه، مسئلۀ توبه مهمترین اصل در زندگی یک ایماندار است که او باید به صورتی شخصی و بسیار مُشخص با آن برخورد کند. بنابراین، در طول چند برنامۀ آینده، ما به موضوع مهم توبه خواهیم پرداخت و دوباره تاکید میکنم که بر حسب کلام خدا، توبه در زندگی شخصِ ایماندار، نقش حیاتی دارد و به صورتی شخصی باید در زندگی هر یک از ما پیاده شود.
توبه، هستۀ اصلی و مرکزی موعظۀ یحیی تعمید دهنده بود. کارِ یحیی آماده کردن راه برای آمدن مسیحِ خداوند بود. در متی فصل سوم آیۀ یک میبینیم که کلام خدا در بارۀ یحیی اینطور مینویسند: «در آن روزها یحیی تعمید دهنده ظهور کرد. او در بیابان موعظه میکرد.» یحیی دربارۀ چه موعظه میکرد؟ کلام خدا میگوید: «او در بیابان موعظه میکرد و میگفت توبه کنید زیرا که پادشاهی آسمانی نزدیک است.» وقتی که مسیح وارد صحنه میشود، اولین چیزی که او هم در بارهاش موعظه میکند، توبه است. در متی فصل چهارم آیه ۱۷ کلام خدا میگوید: «از آن زمان، عیسی به موعظۀ این پیام آغاز کرد که توبه کنید زیرا پادشاهی آسمان نزدیک شده است.»
یحیی و مسیح هر دو موعظه کردند که «توبه کنید» چون پادشاهی آسمان در حال آمدن بود. ولی پادشاهی آسمان چه ارتباطی با توبه دارد؟
یحیی و مسیح هر دو صحبت از پادشاهی آسمان میکنند.
پادشاهی آسمان در واقع یک سیستم پادشاهی، با قوانین، معیارها و استانداردهای جدید است ... پادشاهیای که خدا بر تختِ سلطنت نشسته است. و هر دوِ آنها در واقع تأکید میکنند که اگر میخواهی وارد این پادشاهی شوی، باید از پادشاهیِ نفسِ، انسانیتِ کهنه و قوانین و استانداردهای آن توبه کنی ... و قوانین و استانداردهایِ این پادشاهیِ جدید (یعنی پادشاهی آسمان) را در زندگیت اجرا کنی. ورود به این پادشاهیِ جدید، نیاز به چرخش ۱۸۰ درجه، پُشت کردن به قوانین و معیارهای زندگیِ قبل، و رو کردن به قوانین و معیارهایِ زندگیِ جدید در مسیح دارد.
آنها میخواهند بگویند که تا به حال اگر همۀ اهداف و اعمالِ شما در مسیرِ معیارهای پادشاهیِ نفسِ خودتان بوده، از این به بعد مسیر شما کاملاً عوض میشود و از حالا به بعد، تابعِ پادشاهی جدید هستید که کاملاً با پادشاهِ قبلی متفاوت است. شما از پادشاهیِ نفس به پادشاهیِ مسیح منتقل شدهاید. مسیح در واقع وقتی میگوید «توبه کنید زیرا پادشاهی آسمان نزدیک است» به ما گوشزد میکند که پادشاهیِ جدید، در حال آمدن است. و ورود به این پادشاهی، مستلزم آن است که من و شما قلبِ جدیدی داشته باشیم، قلبی با تمایلاتِ جدید، زندگیای جدید که سبک و روش و و نقطه نظرات آن با زندگیِ قبلی که تحتِ تسلطِ نفس بود، متفاوت است، زندگیای که اصلاً اهداف و مقاصد کاملاً جدیدی دارد.
و لُبِ مطلب این است که این پادشاهیِ تازه و آسمانی، در دسترس توست. ولی تنها در صورتی که توبه کنی.
در واقع، من و شما باید به این مرحله برسیم که بخواهیم زندگیِ تحتِ کنترلِ نفس و بدون مسیح را ترک کنیم و وارد زندگیای شویم که مسیح بر تختِ پادشاهیِ آن نشسته است، پادشاهیای کاملاً جدید که برای ورود به آن باید از زندگیِ قبل توبه کرد.
و این در واقع، معنی مسیحی شدن یا ایماندارِ به مسیح بودن است ... ورود به پادشاهیای کاملاً جدید: پادشاهی مسیح بر قلبها!
این پادشاهیِ جدید (ملکوت)، پادشاه (شاه) جدیدی دارد که ما را واردِ قلمرو جدیدی میکند. پادشاهیِ آسمان یک مذهبِ جدید نیست. چیزی هم نیست که ما تصمیم بگیریم آن را به زندگی خود اضافه کنیم.
پادشاهیِ آسمان، یک قلمروِ جدید است که تابعیتِ آن، به ما واگذار شده است ... قلمروی با قوانین و معیارهایِ جدید. ما در واقع از قلمروِ پادشاهِ قبلی به پادشاهیِ جدید منتقل میشویم. اما برای این انتقال ما باید توبه کنیم. یعنی چرخش ۱۸۰ درجه، یعنی دور زدن و پُشت کردن به قوانینِ پادشاهی قبل ... و پذیرشِ قوانین و معیارهای جدید پادشاهیای که مسیح پادشاه و قانونگذارِ آن است، پادشاهیای جدید با پادشاهی جدید، با قوانین و سبک و روشِ زندگی جدید. یک حیات جدید!
و این چگونه شروع میشود و ادامه مییابد؟ با توبه! توبه در واقع یعنی تغییرِ مسیر زندگی.
ما مسیح را میبینیم که دائماً این پیغام یعنی توبه را موعظه میکرد. این پیغام هیچگاه در صحبتهای مسیح محو و یا متوقف نشد. او پس از رستاخیز از مردگان و پیش از صعود به آسمان، چندین بار، خود را به شاگردانش ظاهر کرد. در لوقا فصل ۲۴ میبینیم که به شاگردان خود تأکید کرد که از اورشلیم شروع کنند و به اسم او به توبه و آمرزشِ گناهان به همۀ قومها موعظه کنند.
پیغامی که آنها میبایستی در بارهاش به همۀ ملل موعظه کنند، چه بود؟ توبه و آمرزش از گناهان!
آنها میبایستی دربارۀ این پادشاهیِ جدید موعظه کنند. ولی چگونه میتوان واردِ این پادشاهیِ آسمانی، این پادشاهیِ جدید، شد؟ از طریق توبه!
دیدگاهِ بسیاری از معلمینِ کتابمقدس به ماموریت عظیمی که مسیح در متی ۲۸ :۱۹ به شاگردان خود داد، یعنی «رفته، جمیع ملتها را شاگرد سازید،» آخرین پیغامِ او بود. ولی در واقع، آخرین پیغام او به کلیسا، در مکاشفه فصل های ۲ و ۳ آمده است و مربوط میشود به توبه.
اگر به یاد داشته باشید، مسیح پیغامی به هفت کلیسا میفرستد. وجهِ مشترکِ همۀ این پیغامها، توبه بود. اگر به وضعیت هر یک از این کلیساها نگاهی بیندازیم، میبینیم که هر یک از آنها خصوصیاتِ مثبت و شایانِ تقدیری داشتند، اما مسیح از مواردی که این کلیساها میبایست از آنها توبه کنند، چشمپوشی نمیکند. برای مثال، اگر به اولین کلیسا یعنی کلیسای افسُس نگاه کنیم، میبینیم که این کلیسا خصوصیاتِ خوب و شایستۀ تعریف و تمجید زیادی داشت. مسیح صحبت از سختکوشی و پایداری آنها میکند ... از حکمتِ و روحِ تمییز و تشخیصِ آنها تقدیر میکند، از حساسیتِ آنها نسبت به تعالیمِ غلط و تداومِ آنها در تعالیم صحیح تعریف و تمجید میکند و از وفاداری و خلوصِ آنها نسبت به کلام خدا ابراز خرسندی میکند. ولی در آخر به آنها میگوید: «اما این ایراد را بر تو دارم که محبتِ نخستینِ خودت را (نسبت به من) ترک کردهای.» مکاشفه ۲: ۴
و بعد در آیه ۵ پیغامی به آنها میدهد: «به یاد آور که از کجا سقوط کردهای.» به یاد آور که از کجا سقوط کردهای! یعنی در کنار همۀ چیزهای خوب و قابلِ تقدیر، در جایی سقوط کردهای. ببین در کجا سقوط کردهای. در کُجا وضعیتِ تنزُلی و سقوط کردهای، داری؟ ببین در کجا سقوط کردهای.
و بعد ادامه میدهد که توبه کن و اعمالی را که قبلاً به جا می آوردی، دوباره انجام بده. و اگر نه، اگر توبه نکنی، خواهم آمد و چراغدانت را از آنجا که هست برمیگیرم. چراغدان یعنی محلِ اشاعۀ نورِ مسیح. وقتی که مسیح میگوید: چراغدانت را از آنجا که هست برمیگیرم، یعنی خدمتت را بی اثر و بدون ثمر خواهم کرد. مگر آنکه ....... مگر آن که چه؟ مگر آنکه توبه کنی. پس عمل کلیدی برای داشتنِ خدمتِ پُرثمرِ ایمانداران، توبه از چیزی بود که مسیح به آنها نشان میداد.
حالا بیایید به کلیسای پرغاموس در شروع آیه ۱۷ نگاه کنیم. ایمانداران پرغاموس در شرایطِ بسیار دشواری به سر میبُردند. آنها در جایی زندگی میکردند که مسیح آن را پایتختِ شیطان مینامد. شرایطی بسیار دشوار و ترسناک! مسیح ادامه میدهد: «با این همه، به من وفادار ماندهای و حتی در ایام آنتیپاس، وقتی که آن گواهِ امین که او را در شهرِ شما که زیستگاه شیطان است، کشتند، تو ایمانی را که به من داشتی، انکار نکردی.» یعنی شخصی را بخاطر من کُشتند و شما در بینِ خودتان، شهیدِ مسیحی داشتید ولی با این وجود، ایمان خودتان را انکار نکردید. واقعاً چه کلیسایی! کلیسایی که در مقّرِ حکومت شیطان به مسیح وفادار مانده است. اما مسیح ادامه میدهد: «با وجود این، چند ایراد از تو دارم و آن اینکه در کلیسا، تعالیمِ غیر صحیح را که خیلی پُرطرفدار بودند (ولی بر خلاف کلام خدا بود) را قبول کردی.» بله، پذیرشِ تعالیمِ غیرکتابمقدسیِ پُرطرفدار!
مسیح در آیه ۱۴ میگوید: «کسانی را داری که از تعالیم بَلعام پیروی میکنند.» بلعام، نبیِ کاذبی بود که میخواست قومِ خدا را به سوی سازش در اجرای اعمالِ غیر اخلاقیِ بتپرستان سوق دهد. مسیح اینطور ادامه میدهد: «از این گذشته، کسانی را هم داری که از تعلیمِ نقولاویان پیروی میکنند.» و اینها تعالیمی را در کلیسا رواج میدادند که بسیار پُرطرفدار بود ولی کاملاً به ضدّ تعلیمِ خالصِ کلامِ خدا بود.
و بنابراین، مسیح در آیه ۱۶ به این کلیسا میگوید: «توبه کن. و اگر نه، به زودی نزد تو خواهم آمد و با شمشیرِ دهانم با کسانی که اینچنین تعالیمی را رواج میدهند، خواهم جنگید.» این شمشیرِ دهانِ او چیست؟ شمشیرِ کلام خدا!
و بعد نوبت به کلیسای طیاطیرا میرسد. در شروعِ آیه ۱۹ مسیح به این کلیسا میگوید: «من، از اعمالِ تو، از محبت و وفاداری و خدمت و پایداریِ تو آگاهم.» و در آیۀ ۲۰ ادامه میدهد: « اما این ایراد را بر تو دارم که بر آن زن، ایزابل نام، او که خود را نبیه میخوانَد، آسان میگیری، او که با تعلیمِ خود، بندگانِ مرا میفریبد تا دست به بیعفتی بیآلایند و از خوراکِ تقدیمی به بُتها بخورند.»
به آیات ۲۱ تا ۲۲ توجه کنید. «به او مُهلت دادهام تا از هرزگی توبه کند، اما به توبه تمایل ندارد. پس، او را به بسترِ رنجوری (یا بیماری) خواهم افکند و آنانی را که با او زنا میکنند، به رَنجی عظیم گرفتار خواهم کرد، مگر اینکه از رفتن به راههای او توبه کنند.»
و بعد در رابطه با کلیسای ساردس میخوانیم: مسیح در آیه اول فصل سوم میگوید «از اعمالِ تو آگاهم. آوازِ زنده بودنت بلند است، اما مُردهای.» و سپس در آیه ۳ ادامه میدهد: «آنچه را که یافته و شنیدهای، به یاد آور، آن را نگاه دار، و توبه کن.»
و بعد در رابطه با کلیسای بعدی یعنی کلیسای لاؤدیکیه، مسیح در آیه ۱۵ میگوید: «اعمالِ تو را میدانم. میدانم که نه سردی و نه گرم!» مسیح در آیۀ بعدی ادامه میدهد: «میگویی دولتمندم و مال اندوختهام و به چیزی محتاج نیستم و غافلی از اینکه چقدر تیرهبخت و اَسَفانگیز و مُستمند و کور و عریانی!»
مسیح مستقیماً به این کلیسا میگوید که همه فکر میکنند که چه کلیسای غیور، درخشان، و غنیای هستی ... ولی، این با واقعیت خیلی فاصله دارد. تو کلیسایی هستی که درگیرِ معضلات و اشکالاتِ خاصی هستی که باید با آنها روبرو شوی و از آنها به طور جدی توبه کنی.
مسیح در آیه ۱۹ میگوید: «من کسانی را توبیخ و تأدیب میکنم که دوستشان میدارم. پس به غیرت بیا و توبه کُن.»
این عبارت (یعنی توبه کن) پیغامی است که در طول تمامِ کتابمقدس مکرراً مورد تأکید قرار گرفته است. و سوال این است که اگر [امروز] مسیح بخواهد به ما و یا به کلیسایِ ما پیغام بفرستد، چه پیغامی خواهد داد؟
من فکر میکنم پیغام اصلی او دوباره مکاشفه فصل ۳ آیه ۱۹ خواهد بود که میگوید: «من کسانی را توبیخ و تأدیب میکنم که دوستشان میدارم. به غیرت بیا و توبه کن.»
بله، آیا پیغام امروز مسیح به من و شما این نخواهد بود که «به غیرت بیا و توبه کن»؟
اما توبه چیست؟ و اصلاً توبه یعنی چه؟
کلمۀ توبه از واژه یونانی «مِتانویا» گرفته شده است. این واژه، در واقع از دو کلمه ساخته شده است. که وقتی این دو کلمه در کنارِ هم قرار میگیرند، معنی «تغییر فکر» را میدهند. پس توبه در واقع به معنی تغییر فکر است. افکارِ ما، نقشِ مُهمی در زندگیِ ما ایفا میکنند. کلام خدا میگوید: «زیرا (انسان) چنانکه در دلِ خود فکر میکند، خودِ او همچنان است.»
این طرز فکرِ ماست که طرزِ زندگیِ ما را دیکته میکند. در واقع، این افکارِ ما هستند که طرز زندگی ما را تعیین میکنند. اگر طرزِ فکرِ ما نسبت به چیزی عوض شود، اثرِ آن بر روشِ زندگیِ ما دیده خواهد شد. و در واقع، زندگی ما نیز تغییر خواهد کرد.
امکان ندارد که من و شما مدعی باشیم که توبه کردهایم، ولی زندگی مان تغییر نکرده باشد ... چون توبه، یعنی تغییر، تغییرِ طرزِ فکر در بارۀ خودمان، تغییرِ طرزِ فکر در بارۀ خدا، تغییرِ طرز فکر در بارۀ گناه، تغییرِ طرز فکر در بارۀ دیگران، و غیره.
توبه یعنی تحول فکریای که در نهایت، فکرِ ما را تبدیل به فکرِ مسیح میکند، تحولی که منجر میشود [به اینکه] نظرِ ما مثلِ نظرِ خدا شود به طوری که از آنچه خدا کراهت دارد و متنفر است، ما هم با کراهت و تنفر برخورد میکنیم و آنچه را که خدا دوست میدارد، ما هم دوست میداریم و پسندیده میشماریم.
ما با این وضعیت به دنیا نیامدهایم. طبیعتِ ما از بدوِ تولد، طوری است که تمایل به گناه کردن دارد. یعنی آنچه را که خدا از آن کراهت دارد، ما دوست داریم و از آنچه خدا دوست دارد، ما متنفریم. و این طبیعتِ اصلی یا طبیعتِ نفسِ ماست. ولی، وقتی که روحِ خدا وارد زندگی ما میشود تا در ما زندگی کند، ما را عوض میکند و تبدیل میدهد. روحالقدس در ما شخصِ جدیدی میآفریند. او خواستههای ما را عوض میکند.
زندگیِ ما با مسیح، با توبه شروع میشود. و هنگامی که، ما با توبه و ایمان به سوی او میآییم، او به صورتی ادامهدار، به ما این هدیۀ ارزشمند را عطا میکند تا دائماً در همنظر شدن با خدا رشد کنیم.
مسیح با تغییر دادن طرزِ فکرمان در بارۀ خودمان، در بارۀ اوضاع و شرایطِ موجود در زندگیمان، و تغییر طرز فکر در بارۀ خدا و گناه، زندگیمان را کاملاً دگرگون میکند.
توبه یعنی تغییر مسیر ... یعنی اگر تا به حال مسیرِ خاصی را طی میکردیم، حالا در مسیرِ دیگری قدم بر میداریم.
در کلام خدا، مخصوصاً در عهد عتیق، بارها عبارت «بازگشت به سوی خدا» تکرار شده است. خدا مکرراً به قوم خود میگوید: «به سوی من بازگشت کنید.» به سویِ بازگشت کنید! این در حقیقت، صورتِ عهد عتیقیِ «توبه کنید» در عهد جدید است.
مثلاً در ملاکی ۳ آیه ۷ خدا میگوید «نزد من بازگشت کنید و من نیز نزد شما باز خواهم گشت.»
در مراثی ارمیا فصل ۳ آیه ۴ میخوانیم: «بیایید تا راههای خویش را بسنجیم و آنها را بیازماییم. بیایید تا به سوی خداوند بازگشت کنیم.»
بازگشت به سوی خدا یعنی چه؟
در وهلۀ اول، ما معمولاً به سوی چیزی بازگشت میکنیم که آن را ترک کرده باشیم و از آن دور شده باشیم. در کلام خدا، وقتی قومِ خدا از لحاظ روحانی پس رفت میکرد و یا سیرِ قهقرایی طی مینمود، دچار زنای روحانی میشد. چون در واقع به خدا، که شوهرِ روحانیِ او بود، خیانت میورزید و از او دور میشد. این تصویری است که عهد عتیق بارها برای ما ترسیم میکند.
خدا رابطۀ خود را با قومِ خودش به رابطۀ محبوب و محبوبه یا دلداده و دلدار تشبیه میکند که عاشقِ هم هستند و نسبت به یکدیگر مسئولیتهایی دارند. وقتی قومِ خدا گناه میکردند و از خدا دور میشدند، در تصویری که خدا ترسیم میکند، آنها شبیه به محبوبهای بودند که با رفتن به سویِ محبوبانِ دیگر به محبوب یا شوهرِ اصلی و اولیۀ خود خیانت میورزیدند. و بنابراین مرتکبِ عمل زنا میشدند. مسیح هم در مکاشفه اصطلاحِ ترکِ محبتِ نخستین یا ترکِ عشقِ اولیه را بکار میبَرَد.
وقتی ما واقعاً با خدا ملاقات میکنیم، میفهمیم که چقدر چیزهایِ دیگر را بر خدا ترجیح دادهایم و به دنبالِ آنها رفتهایم. و در اینجاست که خدا از ما دعوت میکند که بازگشت کنیم و به اصطلاحِ عهد جدید، توبه کنیم.
وقتی او به ما میگوید «به سوی من بازگشت نما» در واقع، اشتیاقِ قلبی او را میرساند که چقدر مایل است رابطۀ ما با خودش را به صورت عاشقانۀ اولیه برگرداند.
او در واقع از ما میخواهد که فکر و در نتیجه مسیرمان را عوض کنیم. اگر تا به حال مسیری را طی میکردیم که از او دورتر و دورتر میشدیم، وقتِ آن است که برگردیم و با چرخشِ ۱۸۰ درجه به طرف او، مسیرِ زندگیمان را عوض کنیم.
عبارت «به سوی من بازگشت نما» قلبِ پُر [از] عشق و رحیمِ خدا را آشکار میکند. و این داستانِ من و شماست. وقتی که بارها و بارها به او گناه میورزیم و نسبت به او بی وفایی میکنیم، او در محبت و عشقِ عمیق و پایانناپذیرِ خودش، از گفتن اینکه «به سوی من بازگشت نما» خودداری نمیکند.
بنابراین، دعوت خدا برای بازگشتن به سوی او و توبه، در عین حال که دربرگیرندۀ گناه، خیانت و بی وفاییِ ماست ... ولی بیشتر از آن، توجهِ ما را به قلبِ پُرمحبت، پُر از رحمت و فیضِ خدا جلب میکند.
اگر به مزمور ۱۱۹ آیه ۵۹ نگاهی بیندازیم، میبینیم که چگونه این آیه بازگشتِ مصممِ نویسندۀ مزمور را به تصویر میکشد. این آیه میگوید: «به راههای خود اندیشیدهام و گامهایم را به سوی شهادات تو برمیگردانم. میشتابم و درنگ نمیکنم.»
او در واقع میگوید: به راههای خودم فکر کردهام که چقدر متضاد با راههای تو هستند. پس توبه میکنم، برمیگردم، و در واقع مسیرِ خودم را ۱۸۰ درجه عوض میکنم. و قدمهای خودم را به طرف تو و معیارهای تو میچرخانم، معیارهایی که در کلام تو نوشته شدهاند.
و این یعنی توبه! ما نمیتوانیم به سوی خدا برگردیم مگر آن که به چیزهایی که عشق و محبت ما را نسبت به خدا ربودهاند پُشت کنیم. و به این ترتیب، دلِ ما از بندگیِ بتها به خدا و خدمت، و پرستش او برگردانده میشود.
پس، توبه تجربهای یکبار برای همیشه نیست که اولِ ایمان آوردن به مسیح صورت بگیرد و تمام شود. نه! توبه در واقع نقطهنظرِ دائمیِ قلبیِ ماست. توبه، روش و سبک زندگی یک ایماندار است.
سوالِ اصلی این نیست که ما از خود بپرسیم "آیا توبه کردهام؟" سوال صحیح این است که "آیا من دائماً در حالِ توبه هستم یا نه ؟ آیا در حالِ حاضر یک آدمِ توبهکار هستم؟ آیا قلبی توبهکار نسبت به خدا دارم که دائماً در حالِ ارزیابیِ خودش است تا ببیند که آیا راهها و روشها و سبکِ زندگیاش با خدا هم مسیر است یا نه؟" و وقتی که میبینیم مسیرِ ما با خدا یکی نیست، آیا دوباره به سوی او و راههای او بازگشت میکنیم؟
این همان نقطه نظر قلبی است که دائماً به خدا میگوید: "ای خداوند، هر چیزِ گناه آلودی را که امروز به من نشان دهی، همین الان بر آن پُشت میکنم و به سوی تو باز میگردم." و این باید راه و روش ما نه فقط امروز، بلکه فردا، پس فردا، ماه آینده، و بالاخره همۀ روزهای زندگیمان باشد. این روشِ زندگیِ یک توبهکارِ حقیقی است. برای همین، توبه یکی از بنیادیترین بخشهای زندگیِ مسیحی است. ما با توبه زندگی مسیحی را شروع میکنیم و با توبه نیز به آن ادامه میدهیم.
در عبرانیان فصل ۶ آیۀ ۱ نویسندۀ این رساله خوانندگان را تشویق و ترغیب میکند تا از مسائلِ ابتداییِ ایمانِ مسیحی به درجات بالاتر ارتقا پیدا کنند. یکی از این موارد توبه است.
این آیه میگوید: «پس بیایید تعالیمِ ابتدایی در بارۀ مسیح را پُشت سر نهاده، به سوی کمال پیش برویم.»
منظورِ نویسنده این است که در حالی که به الفبای ایمان اهمیت زیادی باید قائل شد، ولی باید به سوی رشدِ بیشتر هم تلاش کرد. بنابراین، توبه یکی از مواردِ بنیادین به شمار میرود که نه تنها با آن شروع میکنیم بلکه در آن ادامه داده و بیشتر و بیشتر رشد میکنیم.
همانطور که قبلاً گفتیم توبه یعنی تغییر طرزِ فکر، طرز فکری که خواه ناخواه بر روی اعمال، طرزِ رفتار، و سبکِ زندگی ما اثرِ مستقیم دارد.
آیا به یاد دارید وقتی که یحیی تعمید دهنده در کنار رود اردن مشغول تعمیدِ مردم بود، چه پیغامی داد؟ اگر به انجیل لوقا فصل سوم مراجعه کنیم، میبینیم که خطاب به جماعتی که برای تعمید نزد او میآمدند گفت: «ای افعیزادگان، چه کسی به شما هشدار داد تا از غضبی که در پیش است بگریزید؟» در واقع او به مردم میگوید "آیا شما فقط در فکر این هستید که از داوری و جهنم در امان باشید؟" او در آیه ۸ می گوید: «ثمراتِ شایستۀ توبه بیاورید.» یعنی موضوع مهم این است که توبۀ شما حقیقی باشد و توبهای حقیقی است که ثمر بیاورد. اگر شما واقعاً افرادی توبه کار هستید، ریختن آب بر سر شما کافی نیست زیرا تعمید به تنهایی نشانۀ توبه قلبی شما نیست. اگر شما واقعاً متعلق به پادشاهی و قلمرویِ مسیح هستید، زندگیِ شما باید شبیه کسی باشد که تابعیت این پادشاهی را دارد. یحیی در واقع به آنها میگوید: "اگر شما یک توبهکار حقیقی هستید، پس قلبی جدید، با خواستههای جدید، طرزِ فکرِ جدید، معیارهای جدید، و سبک زندگیِ جدید خواهید داشت." در اینجاست که جماعت از او میپرسند: «پس چه کنیم؟»
و یحیی به صورت خاص به آنها پاسخ میدهد که «اگر کسی دو جامه دارد، یکی را به آنکه ندارد بدهد. آن که خوراک دارد، نیز چنین کنند.» قطعاً منظورِ او این نبود که اگر کسی این کارها را انجام دهد، حتماً توبهاش واقعی است. منظور یحیی این است که اگر تا به حال، سبکِ زندگی و تمایلاتِ شما طوری بود که اگر 2 جامه داشتید، نَفسِ شما به شما میگفت که فقط به فکر خودت باش ... جامۀ خودت را فقط برای خودت نگه دار، حالا طرزِ فکرت را عوض کُن. و مثلِ خدا فکر کُن و به آنکه خوراک ندارد هم بده. چون این روشِ خداست.
از طرفی، خراجگزاران و باجگیران هم از او سوال میکنند «ما چه بکنیم؟» و دوباره به آنها میگوید که طرز فکر شما باید عوض شود. اگر از مردم زیاد پول میگرفتید، از آن توبه کنید و مسیر خودتان را به سوی طرز فکری که خدا نسبت به پول شما دارد عوض کنید. در واقع از طرز فکرِ نفس و زندگیِ قبلیتان توبه کنید و طرز فکر خدا را جایگزین کنید. این طرز فکرِ جدید حتماً بر روش و سبکِ زندگی شما اثر خواهد گذاشت. و اگر نه، توبۀ تو توبهای حقیقی نیست! چون توبهای که سبک و روش زندگی ما را تغییر ندهد، توبۀ واقعی نیست.
و این سوال برای من و شما مطرح هست :آیا من و شما توبهکاری حقیقی هستیم؟
ریچارد اووِن رابرتز، نویسندۀ مسیحی میگوید: "توبۀ حقیقی بر تمامیتِ وجود انسان اثر میگذارد، سبکِ زندگی او را به طور کامل تغییر میدهد، و این حرکت هیچگاه متوقف نمیشود!"
آیا توبۀ من و شما، بر همۀ زندگی ما تاثیر گذاشته است؟ آیا سبکِ زندگیِ ما را تغییر داده است؟ آیا توبه، در زندگی ما، یکبار برای همیشه بوده و متوقف شده است؟ و بالاخره، آیا من و شما توبهکاری حقیقی هستیم؟
نازی: اینکه من و شما توبهکاری حقیقی باشیم، مسئلهای است بسیار جدی. در برنامۀ امروز دیدیم که چرا توبۀ حقیقی اینقدر مهم و ارزشمند است. کلام خدا به ما نشان میدهد اگر ما توبۀ حقیقی و دائمی در زندگیمان نداشته باشیم، هیچگاه در مسیح رُشد نخواهیم کرد.
در برنامۀ آینده به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.
آنچه در این برنامهها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه میشود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما میرسد. ترجمه و تهیۀ این برنامهها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دلهایمان احیا کُن» و «راستی» میباشد.
برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامهها میتوانید به بخش فارسی تارنماهای
www.factministries.org
www.راستی.com
مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.
*تخفیفها فقط در طول پخش فصل پادکست فعال هستند.