Revive Our Hearts Podcast

دلِ آرام در دنیای پُر تلاطُم (بخش 5)

 

نازی: هر یک از ما به صورت­های مختلف تحت تأثیر تصمیمات و انتخاب­های غلط و آزاردهندۀ دیگران قرار گرفته­ایم.

سابرینا: وضعیتِ زندگیِ من وقتی که تحتِ تأثیرِ شرارت و بدیِ دیگران قرار می­گیرد و یا وقتی که طوفان­زده می­شود، فرصتی پیش می­آورد که به صورتی باورنکردنی به اطرافیانِ خودم شخصیتِ کامل، غیر معمولی و عجیبِ پسرِ خدا را نشان دهم. این اطرافیان، شامل اشخاصِ بی­ایمان، ایماندار، خانواده، همکاران، دوستان، و بالاخره همه کسانی است که یک جوری با من در تماس هستند. آنها افرادی هستند که در طوفان­ها و شرایطِ سخت، واکنشِ مرا می­بینند.

نازی: با سلام، امروز با برنامه­ای دیگر از پادکست دل­های­مان احیا کُن با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما، عزیزانِ شنونده، هستیم. همۀ ما به صورت­های مختلف افراد بد قِلِق، بهانه جو، دشوار، شرور، و آزار دهنده برخورد داشته­ایم و داریم. گفتار و اعمالِ شرارت بار می­تواند اثراتِ مخرّبِ زیادی در خانه­ها، روابط، اجتماعات، شهرها، و بالاخره در یک جامعه به جا بگذارد.

در طول این برنامه، از چند شنونده پیغام‌هایی دریافت کرده­ایم که در نظر داریم چند مورد از آنها را برای شما بخوانیم. کتی می­نویسند: "مسائل و مشکلاتِ شرارت بارِ و بدِ زندگیِ ما می‌توانند با جلوه­های گوناگون ظاهر شوند. بحران­های خانوادگی، مرگِ دوستان و یا افرادِ خانواده، رفتارِ بد همکاران در محیط شغلی، و هزار و یک جور بدیِ دیگر که هر یک با رنگ و شدتِ مخصوصِ خودش ظاهر می­شود، دردهای کوچک و بزرگ! این مشکلات می­توانند مثل ماشینِ غلتکِ بزرگی که برای صاف کردنِ جاده و آسفالت به کار برده می­شود ما را له و لورده کنند. و یا از طرف دیگر، این دردها می­توانند ارابه­های خدا باشند که با محبتِ او، برای نجات و رُشدِ ما فرستاده می­شوند. ولی، این واکنش‌های ما به دردها و مشکلات است که تعیین می­کند ما سوارِ ارابه­های رهایی­دهندۀ خدا شده‌ایم و یا زیر غلتکِ مشکلات، در حال له شدن هستیم.

بله، واکنش و نقطه‌نظرات ماست که تعیین می­کند قرار است زیر لعنتِ مشکلات نابود شویم و یا از آنها برکت بگیریم. اشعیا ۴۰ آیه ۳۱ می­گوید: «آنان که برای خداوند انتظار می­کشند، نیروی تازه خواهند یافت. و با بال­هایی همچون عقاب اوج خواهند گرفت.» بله، به ما این فیض داده شده که در قعرِ مشکلاتِ نابودکننده، سوارِ ارابۀ خدا شویم ... مثل عقاب بر فرازِ مشکلات اوج بگیریم و فراسوی دردها و مشکلات پرواز کنیم.

خدا این موضوع را درست یک هفته قبل از اینکه من گزارش دکتر را در ارتباط با بیماریِ سرطانم دریافت کنم، به من نشان داد. به محض دریافت این گزارش، ۲۰ دقیقه نگذشته بود که به یادِ این موضوع افتادم و به خودم گفتم: کتی، آیا تو میخواهی بگذاری این موضوع تو را مثل غلتک ماشین له و لورده کرده، با خاک یکسان کند؟ همان وقت دعا کردم و از مسیح خواستم که بگذارد این درد و بیماری عرابۀ او باشد تا در آن، حضورِ کافی و بسندۀ او را حس کنم و با او اوج بگیرم. راستش را بخواهید، این تجربه، یعنی بیماری سرطانِ من، باعث شد بسیاری از مشکلاتِ دیگرِ زندگی­ام بسیار کم‌رنگ‌تر و ناچیز به حساب آیند. مثلاً اگر کسی بدگوییِ مرا کرده بود، و یا به فرض، کسی به من و یا خانواده­ام بدی و شرارت کرده بود، دیگر مثل قبل بر من اثر نداشتند. نه اینکه این مشکلات را انکار کنم، ولی خدا به وسیلۀ این بیماری، به من نشان داد که مشکلات در بُعدِ ابدیت هیچ هستند و زندگی ما بر روی این زمین، کوتاه است. پس، چه بهتر که در همۀ این شرایط، بر ارابۀ وعده‌های مسیح سوار شوم و با معیارهای او به مسائل نگاه کنم ... تا به جای اینکه در آنها گیر کنم، بر فرازِ آنها پرواز کنم."

سابرینا: بله، مشکلات و دردها و افرادِ شریر و بد کردار ... اثراتشان در زندگیِ زمینیِ ما می‌توانند به جای اینکه مثلِ غلتکِ ماشین ما را له و لورده کنند، وسیله­ای در دست خدا باشند تا ما بیشتر به خدا روی آوریم، او را بهتر بشناسیم، به او نزدیک­تر شویم، و پُریِ فیض و محبتِ او را بیشتر و بیشتر بچشیم ... شرایطی که در حکم ارابه­های خدا، ما را آزادتر از پیش، پرواز دهند.

چه تصویر زیبایی! شما کدام را انتخاب می­کنید؟ ماشینِ غلتکِ له کننده؟ یا ارابه­های خدا که ما را با نیرویی تازه، نیرویی که تا به حال آن را تجربه نکرده­ایم، مثلِ عقاب پرواز دهند؟

نازی: خانم دیگری می­نویسد: "در طول این درس­ها من به فکر موقعیتی افتادم که سال گذشته در محلِ کارم با آن مواجه بودم. یکی از همکارانِ من آدم فوق العاده عصبانی و بد قلقی بود که از همه چیز ایراد می­گرفت و با هر جرقه­ای مثل دینامیت منفجر می­شد. ولی من در بارۀ خودم متوجه شدم که من هم نسبت به این موضوع با خشم و عصبانیت واکنش نشان می­دهم. خداوند از طریق کتاب امثالِ سلیمان با من شروع به صحبت کرد. تصمیم گرفتم که در این کتاب، روی همۀ آیاتی که در بارۀ شخصِ خشمگین و احمق صحبت می­کنند تمرکز و تعمق کنم. و خدا به من نشان داد که وقتی من هم مثلِ این همکار، با خشم و عصبانیت و کدورت عکس­العمل نشان می­دهم، من هم درست مثل او عمل می­کنم و شرارت و بدی­ای را که او مرتکب می­شود، من هم دارم از خودم بروز می­دهم. ولی تفاوت در این است که من ایماندارِ به مسیح هستم ولی او نیست. و فهمیدم که در طول همۀ این شرایط، من بایستی با قدرتِ روح­القدس عکس­العمل­های الاهی نشان دهم. خدا به من نشان داد که اگر واقعاً این معضل را به او بسپارم، اوست که عدالت، انصاف و حقانیتِ مرا مثل نورِ ظهر آشکار خواهد کرد. و من احتیاج ندارم که زمامِ امور را به دست بگیرم و با شرارت و بدی و خشم و تشویش و کدورت، حقیقت را ثابت کنم و یا دیگران را تربیت کنم و به قول معروف، حقشان را کف دستشان بگذارم! من واقعا لازم نبود که خودم را مشوش و مکدر و خشمگین کنم. این موضوع، فرصتی پیش آورد که این فرد نسبت به آرامشِ موجود در زندگی­ام کنجکاو شد و از من پرسید که دلیلش چیست. و من این فرصت را پیدا کردم که در بارۀ مسیح و نیکوییِ او با او صحبت کنم."

سابرینا: بله متن­های زیادی در کتاب­مقدس است که در آنها، خدا از ما دعوت می‌کند تا با تبعیض، بی‌عدالتی، و شرارت مبارزه کنیم. اما مزمور ۳۷ بر این مطلب تأکید دارد که در واکنش نشان دادن به شرارت، ما نباید خود مرتکبِ شرارت شویم. به عبارت دیگر، پاسخ شرارت، شرارتِ متقابل نیست. باید متوجه بود که وقتی که ما با خشم، روحیۀ تدافعی به خود می­گیریم، شخصیتِ ما درست شبیه کسانی می‌شود که از آنها عصبانی و خشمگین هستیم. و این باعث می­شود که به خدا گناه ورزیم. و خودِ ما تبدیل به انسان­هایی بدکردار و شریر می‌شویم و فرصتی را که به وسیلۀ آن ممکن بود با نیکویی و راه­های خدایی بر بدکرداران و شرارت پیشگانِ اطرافِ خود نفوذِ مثبت بگذاریم، از دست می­دهیم.

یا اگر به زندگی­های زناشویی و ازدواج­ها نگاه کنیم، زنانِ زیادی از شوهرانِ خود شکایت می­کنند. مثلاً مرد خشمگین یا ایرادگیری است. یا، مردی است که اسیر پورنوگرافی (یا دیدن عکس­ها و ویدیوهای مبتذل است) و یا مردی است لا اوبالی که اهلِ کار و زحمت نیست و از لحاظِ مالی برای خانوادۀ خود فراهم نمی‌کند.

که البته، برای حل این مسائل، خدا افراد زیادی تحت عنوان شبانان و یا مشاورین قرار داده است تا به وسیلۀ راهکارهایی کتاب­مقدسی افراد را در حلِ مسائل و مشکلاتِ زناشویی راهنمایی کنند. و حتی، در وضعیتِ خشونت­بار، قوانین مدنی از عهدۀ این کار برآیند. اما آنچه که مزمور ۳۷ می­خواهد به ما مکرراً یادآوری کند، این است که وقتی تو، زنِ شنونده، درگیرِ این چیزها می­شوی، مراقب باش به عنوان زنی خشمگین، عصبانی، و مشوش وارد میدان نشوی. ما نمی­توانیم با اسلحۀ شرارت، با شرارت بجنگیم و با اسلحۀ بدی با بدی برخورد کنیم. اسلحۀ جنگی ما فیزیکی و انسانی نیست. متأسفانه این نوع اسلحه تمایل طبیعی است که هر یک از ما در مواجه شدن با بدی می‌خواهیم از خود بروز دهیم. ولی اسلحۀ جنگی ما اسلحه­ای انسانی و متوسل شدن به بدی و شرارتِ متقابل نیست، بلکه اسلحۀ جنگی ما روحانی است. خدا در این بین، از ابزاری از قبیل کلامِ خود، روح­القدس، و فیضِ خودش از طریقِ ما عمل می­کند تا با شرارتِ موجود در اجتماعِ اطراف، و بدی و شرارتِ موجود در خانواده و محلِ کار برخورد کنیم. کلام خدا از ما انتظار دارد که نسبت به آنچه در دل­مان می­گذرد، مسئولانه برخورد کنیم. مطمئن باشیم که قلبِ ما به دنبالِ اطاعت از خدا و معیارهای اوست. برای همین، کلام خدا می­گوید: «دلِ خود را به حفظِ تمام نگاه دار.» گاهی اوقات ما ایمانداران، اشخاصی مشوش­تر و مکدرتر و خشمگین­تر از افراد دیگر هستیم. و خدا به ما نشان می­دهد که هر واکنشی که بویِ توکلِ انسانی می­دهد، و از توکل و اعتماد بر خدا و راه­های او و وقت­های او سر باز می‌زند، واکنشی گناه­آلود و شرارت بار است.

دعوت خدا از من و شما این است که از تشویش و دلواپسی و خشم توبه کنیم. و سپس به او نگاه کنیم و با دورنمایی که او به ما می­دهد، به جلو نگاه کنیم.

به یاد داشته باشیم که ما به وسیلۀ شرارت و گناه نمی­توانیم شرارت و بدی را مغلوب کنیم. در زمانِ برده فروشیِ سیاه‌پوستان، خدا به طرزِ عجیب و باورنکردنی­ای از شخصی به نام ویلیام ویلبرفورس استفاده کرد تا بازارِ برده فروشی را در کشورِ انگلستان متوقف کند. این یک نوع از شرارتِ حاکم در آن زمان بود. ویلیام می­دانست که خشمِ انسانی و شرارتِ متقابل قادر نیست که اهدافِ نیکوی خدا را عملی کند. او در حالی که کلام خدا را عاشقانه دوست داشت، هدفمندانه خود را به انجام این ماموریت به دست خدا سپرد و به دور از خشم و غیرتِ انسانی، این ماموریت را با قدرت و اقتدارِ کلام خدا به انجام رسانید. و این نوع از شرارت با خدمتِ نیکو و وفادارانۀ ویلیام ویلبرفورس در آن زمان مغلوب شد و متوقف گردید.

بله خشم انسانی قادر نیست که اهداف نیکوی خدا را پیاده کند. آیه دیگری در کتاب امثال سلیمان فصل ۲۲ آیه ۸ می­گوید: «آن که ظلم می­کارد، بلا می­درود و چوبِ خشمش می­شکند.» بسیاری اوقات، ما به عنوان والدین وظیفه داریم که فرزندانِ خودمان را تنبیه و اصلاح کنیم. در کلام خدا بارها از این نوع تنبیه به عنوان چوب تأدیب نام بُرده شده است. ولی آیه­ای که در امثال 22: 8 خواندیم می­گوید: «چو بِ خشم شکسته می­شود.» بله، وقتی تهدید و تنبیهِ ما همراه با خشم و عصبانیت است، دیگر اثرِ خود را از دست می­دهد. و در واقع، اثرِ برعکس از خود به جای می‌گذارد. چوبِ خشم ما می­شکند و فایده نمی­کند چون حالا دیگر ما گناهکاری هستیم که با گناهِ خشم می‌خواهیم گناهکارِ دیگری را اصلاح و تربیت بکنیم.

و این در ارتباط با سایر روابط نیز صادق است.جایی که خشم و عصبانیتِ انسانی وجود دارد، اهدافِ نیکوی خدا به پیش نخواهند رفت.

برخی از انسان­های اطرافِ ما ممکن است که فقط توسط ما این فرصت را داشته باشند که با مسیح آشنا شوند. اما وقتی که ما اشخاصی خشمگین، بی قرار، و عصبانی هستیم، مردم با دیدن ما چیزی متفاوت از بقیه نمی­بینند که آنها را مشتاقِ مسیح کند. و ما به عنوان ایمانداران، باید جدی­تر نسبت به این مسئولیت فکر کنیم.

من مطمئنم که بسیاری از مردم مسیح و مسیحیت را رد می­کنند چون می­بینند که مسیحیان با مخالفانِ خود چگونه برخورد می­کنند. و اگر قرار باشد من و شما به عنوان ایماندارانِ به مسیح، افرادی خشمگین به دیگران معرفی شویم، پس چگونه می­خواهیم پیغامِ صلح بخشِ انجیل را به آنان اعلام کنیم؟ علاوه بر این، وقتی ما با دلواپسی، تشویش، و خشم به مسائل زندگی­مان واکنش نشان می­دهیم، به دنیای اطرافِ خود این پیغام را می­دهیم که مسیح و حضورِ او برای مسائل و مشکلاتِ من کافی و بسنده نیست. و اگر نسبت به این موضوع بی­دقت و بی­توجه باشیم، این پیغام را مخصوصاً به فرزندانمان هم منتقل می­کنیم. و به طور ناخودآگاه، آن را با رفتار خود به آنها تعلیم می‌دهیم ... که مسیح و معیارهایِ او بسنده و کافی نیست و برای همین، تو می­توانی دلواپس و مشوش شوی! بنابراین، مشوش و خشمگین نشدن یک انتخاب خود­آگاهانه و هدفمند است که ما از قبل تصمیم می­گیریم از آن کناره گیری کنیم. و این همان قدمِ ایمان است که به وسیلۀ آن ما اعلام می­کنیم به راه‌ها و روش‌های تو اعتماد کامل داریم. پس، از آنها اطاعت می­کنیم.

اوزوالد چیمبر، نویسندۀ معروف مسیحی، می­گوید: "اوضاع و شرایطِ سختِ ما وسیله­ای هستند که در آنها کاملیتِ فوق­العادۀ مسیح و برتریتِ عالی و استثناییِ او به نمایش گذاشته می­شود."

بنابراین، هر وقت که من نسبت به شرایط و اوضاعِ دشوارِ زندگی با عصبانیت برخورد می­کنم، هر وقت که با افرادی که به من و عزیزانم بدی کرده­اند، واکنشِ خشمگینانه نشان می­دهم، به یاد داشته باشم که دارم مسیح را به دنیای اطرافم معرفی می­کنم. ولی چه نوع عیسایی به دیگران معرفی می­کنم؟ زندگی ما، مخصوصاً اوضاعِ سخت و دشوار، فرصتی است که در آن به دیگران نشان می­دهیم ما از چه عیسایی پیروی می‌کنیم. عیسایی که با فروتنی گناهکاران را محبت نمود ... او در هنگام رویارویی با شریران، از خود دفاع نکرد ... انتقام نگرفت و هدفمندانه اختیار کرد که خشمگین و مشوش نشود ... و بخاطر آن خوشی­ای که در آینده پیش رو داشت، از پدر اطاعت کرد. او مشوش و خشمگین نشد ... او تصمیم گرفت به بالا نگاه کند ... و سپس به جلو چشم بدوزد. این آن واکنشی بود که عیسای مسیح در اوضاعِ شرارت بارِ از خود نشان داد.

بنابراین، وضعیتِ زندگیِ من وقتی که تحتِ تأثیرِ شرارت و بدیِ دیگران قرار می­گیرد و یا وقتی که طوفان­زده می­شود، فرصتی پیش می­آورد که به صورتی باورنکردنی به اطرافیانِ خودم شخصیتِ کامل، غیر معمولی و عجیبِ پسرِ خدا را نشان دهم. این اطرافیان، شامل اشخاصِ بی­ایمان، ایماندار، خانواده، همکاران، دوستان، و بالاخره همه کسانی است که یک جوری با من در تماس هستند. آنها افرادی هستند که در طوفان­ها و شرایطِ سخت، واکنشِ مرا می­بینند.

پس اگر شخصیت مسیح از درونِ من دیده می­شود،

اگر اطرافیان من می­بینند که من در شرایطی که همه به من بدی می­کنند به خدا توکل می­کنم و نیکویی می­کنم،

اگر در محیطِ شغلی، همه پشتِ سر من حرف می­زنند و زیرِ پایم را خالی می­کنند ولی من این کار را نمی‌کنم و آنها را می­بخشم،

اگر اطرافیان من می­بینند که بیش از آنکه از شرایطِ دشوار و شرارت بار دلسرد شوم، از خداوند لذت می­برم،

اگر آنها می­بینند که به جای دلواپس شدن و بی­خوابی کشیدن، راه­های خود را با اعتماد به خدا می­سپارم،

اگر آنها می­بینند که در اوضاع دشوار به جای بی­تاب و آشفته شدن و گرفتنِ زمام امور به دست خودم، برعکس در حضور خدا آرام گرفته­ام و صبورانه برای خدا و عمل او انتظار می­کشم،

آنها می‌فهمند که تمام این واکنش­ها از قدرتی ماورا الطبیعه سرچشمه می­گیرند. و این آنها را نیز تشویق می­کند که بر خدا و راه­های او توکل کنند. چون آنها می­بینند که در این شرایطِ شرارت بار و سخت، من به بالا نگاه می­کنم. پس، آنها نیز انگیزه پیدا می­کنند که در وضعیتِ اسفناکِ خود به او نگاه کنند.

آنها کنجکاو شده، از خود می‌پرسند که او به کجا نگاه می­کند؟ و بدین ترتیب، نگاه و قلب آنها جذب مسیح می­شود. و یواش یواش، آنها قدرت پیدا می­کنند که به جلو نگاه کنند. بدین ترتیب، ما عکسی از ابدیت برای مردم ترسیم کرده­ایم.

و همین مورد، در رابطه با بچه­ها و فرزندان­مان صدق می­کند آنها وقتی به زندگی ما نگاه می­کنند، واکنش­های ما را در سختی­ها می­بینند. آنها می­توانند ببینند آیا ما به بدی­هایی که دیگران به ما کرده‌اند گیر داده­ایم یا به بالا نگاه می­کنیم و به ابدیت چشم دوخته­ایم. آنها همه چیز را خیلی خوب می­بینند. و این انگیزه‌ای در آنها ایجاد می‌کند که آنها هم در آینده به جای تمرکز بر مسایلِ زودگذرِ امروز به بالا نگاه کنند و دورنمایِ ابدیت را همیشه جلوی روی خود داشته باشند. آیا این بشارت دادن نیست؟ آیا این شاگرد­سازی نیست؟ آیا این تعلیمِ راه­های الاهی نیست؟ واکنش­های ما، چه اثرِ گسترده‌ای از خود به جا می­گذارند! ولی اگر حتی این چنین اثراتی هم از خود به جا نگذاریم، خود ما در دنیایی پُر از یاس و ناامیدی و کشمکش، در ردۀ کسانی خواهیم بود که از آرامشِ کاملِ خدا برخوردار هستند.

در اینجا از شما دعوت می­کنم که یک بارِ دیگر این مزمور را با هم بخوانیم و بگذاریم که روحِ خدا با کلماتِ این مزمور در درونِ ما کار کند. در حالی که در بارۀ خشم، خیلی صحبت کردیم، این خیلی آسان است که فکر کنیم اطرافیانِ ما مشکلِ خشم دارند. شاید سؤالی که روحِ خدا از ما دارد این است که آیا در دلت خشم داری؟

بیایید خود را در معرضِ کلام خدا قرار دهیم و بگذاریم که کلام او ما را بشوید.

مزمور ۳۷

به سبب بدکاران خویشتن را مکدّر مساز، و بر ستمکاران حسد مبر، (ترجمۀ قدیمی این آیه میگوید: به سببِ شریران خویشتن را مشوش مساز و بر فتنه­انگزیان حسد مبر) زیرا چون علف، زود می‌پژمرند، و چون گیاه سبز، خشک می‌شوند.

بر خداوند توکل نما و نیکویی کن، در زمین ساکن باش و امانت را بپرور!

از خداوند لذت ببر، و او مُراد دلت را به تو خواهد داد.

راه خود را به خداوند بسپار، و بر او توکل کن، که او عمل خواهد کرد.

او پارساییِ تو را همچون نور، تابان خواهد ساخت، و حقانیت تو را، چون آفتابِ نیمروز.

در حضور خداوند آرام باش، و صبورانه انتظار او را بکش! به سبب آنان که در راههای خویش کامرانند، و نقشه‌های پلید خود را به اجرا درمی‌آورند، خویشتن را مکدر مساز!

از خشم بازایست و غضب را ترک نما! خویشتن را مکدر مساز، که جز به شرارت نمی‌انجامد.

زیرا که بدکاران منقطع خواهند شد، اما منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد.

پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود و هرچند او را بجویی، یافت نخواهد شد.

اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد.

و آیات آخرِ این مزمور (یعنی آیات 39-40) را برای شما می­خوانم.

نجات پارسایان از خداوند می‌رسد، اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی.

خداوند ایشان را یاری می‌دهد و می‌رهاند، ایشان را از چنگ شریران رهایی می‌بخشد و نجات می‌دهد،

زیرا که در او پناه می‌جویند.

دعا: "ای پدر، باشد که قلب­های ما در تو تنیده شده باشند. تنیده در محبتِ تو، تنیده در امانت و وفاداریِ تو، و تنیده در نیکوییِ تو. باشد که احساساتِ ما قربانیِ نوساناتِ زندگی و اعمالِ بدِ دیگران نشوند."

مطمئنم که الان زنانی دارند به این برنامه گوش می‌دهند که در خانه­هایشان با اشخاصی زندگی می­کنند که به تو ایمان ندارند و در حق آنها بدی و شرارت می­ورزند. کسانی که در محیطِ کاریِ خود با افرادی سر و کار دارند که مرتکبِ اعمالِ گناه­آلود می­شوند. خداوندا، تو آنها را محافظت کُن. عطا کُن ما مثل بدکارانی که ما را به خشم می­آورند عمل نکنیم. باشد که اعمالِ شریرانۀ دیگران ما را وادار کند تا بیشتر به تو توکل کنیم، به بالا نگاه کنیم، و به دورنمایی که تو در پیشِ چشمانِ ما قرارداده­ای به جلو نگاه کنیم. باشد که زندگی­های ما به دیگران بگوید چقدر شخصیت تو کامل، بی­نظیر، عجیب، و عالی است.

دعا می­کنم که زندگی هر یک از ما انعکاسی باشد از قلب و روحِ مسیح ... او که جانِ خود را برای شریران و گناهکاران داد ... او که حاضر شد مجروح و مضروب شود تا از زخم­های او ما شفا یابیم. خداوندا، متشکرم که تو حاضر شدی زخمی شدن را انتخاب کنی، حاضر شدی زیرِ غضبِ الاهی قرار بگیری، و قربانی شرارت و بدی ما بشوی تا ما را با پدر مصالحه دهی. آه ای خداوند، تو را دوست داریم و دعا می‌کنیم که زندگیِ ما انعکاسِ شخصیتِ مسیح در این دنیا باشد. در نامِ مسیح، آمین."

نازی: هنگامی که شما با شرارت و بدی در حال دست و پنجه نرم کردن هستید، دنیای اطرافِ شما، شما را مشاهده می­کند. در چند جلسۀ پیش طی دروسِ دلِ آرام در دنیای پُر تلاطم پی بُردیم که در این دنیای شرارت بار و پر از سختی، واکنش­های پُر­محبت و صبورانۀ ما از اهمیت بزرگی برخوردارند.

تا برنامۀ آینده از پادکست دل­های­مان احیا کُن شما را به دست­های امنِ خداوند می­سپاریم.

آنچه در این برنامه­ها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه می­شود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما می­رسد. ترجمه و تهیۀ این برنامه­­ها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دل­هایمان احیا کُن» و «راستی» می­باشد.

برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامه­ها می­توانید به بخش فارسی تارنماهای

www.reviveourhearts.com

www.factministries.org

www.راستی.com

مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.