دل هایمان احیا کُن پادکست

دلِ آرام در دنیای پُر تلاطُم (بخش 1)

 

نازی: اگر شما خود را در بحران­های مختلف زندگی درگیر می­بینید، از شما دعوت می‌کنیم که در برنامۀ امروز با ما همراه شوید چون خبر خوشی در انتظار شماست.

سابرینا: آخرین فصلِ کتابِ پیروزیِ خدا هنوز به پایان نرسیده! اما به یاد داشته باشید که خدا هنوز بر تختِ سلطنتِ خود نشسته است. او هنوز هم بر قدرت­های شرارت پیروزی و تفوق دارد. و این خداست که حرفِ آخر را می­زند.

نازی: با سلام به شما شنوندگان عزیز، امروز با برنامه­ای دیگر از پادکست «دل­هایمان احیا کُن» با صدای سابرینا اصلان در خدمت شما عزیزان هستیم.

به نظر می­رسد که در دنیایی زندگی می­کنیم که اخبارِ هولناک از قبیل تروریزم، فجایعِ مربوط به حکومت­های استبدادی، تغییر و تبدیل­های سیاسی و اقتصادی، به صورتی توقف‌ناپذیر، دنیای ما را مورد تهدیدِ جدیِ خود قرار داده است. در این سری برنامه­ها تحت عنوان دلِ آرام در دنیای پُرتلاطم خواهیم دید که از لحاظ کتاب­مقدس ما ایمانداران به مسیح چه واکنشی نسبت به شرایط موجود در دنیای کنونی باید از خود نشان دهیم.

سابرینا: آیا شما نیز جزو کسانی هستید که پس از سپری کردنِ تمام روز در کار، مدرسه، یا کارِ خانه و اخبارِ شامگاهی، خستگیِ فکری­تان چند برابر می­شود؟ و از فرطِ خشم و نگرانی نسبت به اتفاقاتِ اطراف، نمی­دانید که چه باید بکنید؟

در واقع، آنچه که اکثریتِ محتوایِ شبکه­های اجتماعی را در بر می­گیرد، حاویِ خشونت، سؤاستفاده­های مختلف جنسی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، تروریزم، بلایای طبیعی، و هزار و یک جور اخبارِ نگران­کننده، مأیوس­کننده، و ترسناکِ دیگر است. و به هر حال، به هر سو که نگاه می­کنی، با معیارها و استانداردهایی برخورد می‌کنی که کاملاً مخالفِ معیارهای کلام خدا یعنی کتاب­مقدس است.

این کاملاً مشهود است که ما در دنیای سقوط کرده­ای زندگی می­کنیم که هیچ چیز در آن در حال بهبودی نیست ... بر عکس، تاریکیِ آن پُررنگ تر و پُررنگ تر می­شود. اما متاسفانه، این فقط مربوط به اوضاع فرهنگی، اجتماعی و یا سیاسی نیست. هر یک از ما در سطح زندگی شخصی، اَعَم از خانه، محلِ کار، و حتی گاهی اوقات در کلیسا نیز خود را در بحران و کشمکش می­بینیم. خانمی در پیغامِ خود به ما می­نویسد: "من در محیط شغلیِ خودم متأسفانه همیشه خودم را در بحران می­بینم. یکی از همکارانم دائماً بدگوییِ مرا می­کند و می‌خواهد زیر پایم را خالی کند. تا به حال خیلی از خودم صبر و تحمل نشان داده­ام ولی دیگر صبر و تحمُلّم تمام شده ... و احساس می­کنم از شخصیتِ ساکت و درون­گرایِ من خیلی سوء استفاده شده است. متاسفانه، او با زبانی که دارد، طوری صحبت می­کند که رؤسا طرفِ او را می­گیرند و بدون اینکه به من گوش دهند، من را مورد توبیخ و مؤآخذه قرار می­دهند."

خانم دیگری می­نویسد: "با مردی نامزد کرده­ام که واقعاً مشکلِ حادِ خشم و عصبانیت دارد. حداقل هفته­ای یک بار، ما با هم بحث و مجادله داریم. که اغلب این بحث و گفتگو از جایی شروع می‌شود که من یک جوری انتظارات او (یعنی نامزدم) را برآورده نکرده­ام. او هیچوقت دستِ خودش را بر من دراز نکرده، ولی خیلی راحت، وقتی که عصبانی می­شود، فحش می­دهد و بعد هم برای آنکه عُذرِ موجه بیاورد، می­گوید: خُب، همۀ ما اشتباه می­کنیم."

و چه بسا زنانی هستند که این گونه مشکلات و بدتر از آن را در زندگیِ زناشویی و در ازدواجِ خودشان تجربه می‌کنند.

اینجور شرایط به صورتی فرسایشی در ما حسِ خشم، آشفتگی، و پریشان­حالی ایجاد می­کنند، حسی که با ترس، ناامیدی، دلسردی، و سردرگمی عجین است. این­ها همه، واکنش­های طبیعیِ ما نسبت به مسائل و وقایعِ مربوط به دنیایِ سقوط یافتۀ اطراف­مان است، واکنش­هایی که عکس­العملِ طبیعی و فراگیرِ همۀ مردم است.

امروز، ما به بخشی از کلام خدا می‌پردازیم که نقطه نظرِ خدا را در واکنش­های ما نسبت به شرارت و بی­عدالتی­های اطرافِ ما نشان می­دهد. برای این منظور به مزمور ۳۷ مراجعه می‌کنیم و ۱۱ آیۀ اول را مورد بررسی قرار می­دهیم.

به شما پیشنهاد می­کنم که در طولِ چند روزِ آتی، این آیات را چندین بار بخوانید، بر آنها تفکر و تعمق کنید، آنها را به عنوان آیات حفظی حفظ کنید، آنها را به دیگران نقل قول کنید، و در نهایت، در شرایط و اوضاعی که در آنها قرار می­گیرید، آنها را به کار بگیرید.

اگر این مزمور را بخوانید، می­بینید که اشاره به شرایطی می­کند که هر ایمانداری، در هر عصر، با اینگونه اوضاع و شرایط رو به رو می­شود، وضعیتی که در آن شاهدِ حضورِ شریران و شرارت در دنیا هستیم. شرایطی که نشان می­دهد که بدی و شرارت به صورتی بسیار فعال، در حال فعالیت و عمل است. شرایطی که شرارت و بدی، گویا به هر سو موج می­زند و دایرۀ نفوذِ آن همه را فرا می­گیرد.

سوال مهم این است که ایمانداران یا قوم خدا در اینگونه شرایط چه واکنشی باید نشان دهند؟

وقتی بیشتر در این مزمور پیش می­رویم، می­بینیم که نه تنها شرارت و بدی به صورتِ قدرتمند در حال فعالیت است، بلکه نیروهایِ شریر گویا به صورتی پیشرونده همواره موفقیت بیشتر و بیشتر کسب می‌کنند، و برعکس، آنانی که می­خواهند خدا را اطاعت کنند، غالباً در حالِ تحملِ سختی و رنج هستند. و سوال این است: چرا؟ چرا غالباً شریران موفق و کامیاب­اند ... و ایماندارانِ حقیقی غالباً در رنج و سختی به سر می­برند؟ چرا مثلاً در محلِ کار، کارمندانی که غالباً تقلب می­کنند، سرِ مردُم کلاه می­گذارند و حقّ­خوری می­کنند، موفق­ترند و به مرتبه­های بالاتر ارتقا پیدا می­کنند؟ چرا برای مَردِ غیر مسئولی که زن و بچه­های خود را رها می­کند و با زنانِ دیگر روابطِ جنسی دارد، اتفاقِ بدی ­نمی­اُفتد؟ و برعکس، همه چیز وفقِ مُرادِ اوست؟ در حالی که همسر و بچه‌های او در تنهایی و بی­کسی زجر می­کشند و در حالِ تلف­شدن هستند؟ چرا کسانی که در هزار جور قرض و قوله هستند، کِیفِ دنیا را می­کنند و آن کسی که همیشه در مسائلِ مالی با نگرش و مسئولیت پذیری حساب و کتاب می­کند، همیشه کم می­آورد و نمی­تواند از زندگی­اش لذت ببرد؟

مزمور ۳۷ واقعاً برای همۀ این بی­عدالتی­ها توضیحی ارائه نمی‌دهد. اما از هر یک از ما به عنوانِ ایماندارانِ به مسیح دعوت می­کند تا به این موقعیت­ها از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنیم. این مزمور، در واقع ما را دعوت می­کند که به این مسائل از درونِ لنزِ ابدیت نگاه کنیم. این مزبور ما را به چالش می­کشد تا در نورِ این واقعیت که خدا بر همه چیز حاکمیتِ مطلق دارد، به این بی­عدالتی­ها واکنش نشان دهیم.

مسیح قطعاً با این مزمور آشنا بود. به نظر می­رسد که در موعظۀ سرِ کوه، او این مزبور را در فکرِ خود داشت. درست در وسطِ موعظۀ سرِ کوه، او گفت: «خوشا به حلیمان زیرا آنان زمین را به میراث خواهند بُرد.» یا در ترجمۀ دیگر می­گوید: «خوشا به حال فروتنان زیرا ایشان مالکِ جهان خواهند شد.» (متی 5: 5) زمانی که مسیح در بارۀ این خوشا به حال­ها سخن می­گفت، هرچه که او گفت، بر خلافِ خوشابه­حال­هایی است که این دنیا ارائه می­دهد. آنچه مسیح گفت، برعکسِ معیارهای طبیعی است که در فکرِ هر انسانی وجود دارد. مسیح گفت: خوشابه­حالِ مسکینان در روح ... در حالی که دنیا می­گوید: خوشا به حال ثروتمندان. مسیح گفت: خوشابه­حال ماتمیان ... در حالی که دنیا به ما می­گوید: خوشابه­حال عیاشان. مسیح می­گوید: خوشابه­حال حلیمان و فروتنان ... دنیا به ما می‌گوید: خوشابه­حال متکبران.

بسیاری از مفسرینِ کتاب مقدس بر این عقیده­اند که مزمور ۳۷ در واقع توضیح و تفسیر تشریحی خوشابه­حالِ سوم است. «خوشابه­حالِ حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد» (ترجمۀ قدیمی). ترجمۀ مُژده می­نویسد: «خوشابه­حالِ فروتنان، زیرا ایشان مالکِ جهان خواهند شد.»

کلامِ خدا نشان می­دهد که این مزمور توسط داوودِ پادشاه نوشته شده است. او ظاهراً در زمان پیری این مزمور را نوشته است. چرا؟ چون در آیۀ ۲۵ داوود می­گوید: «من جوان بودم و اینک سالخورده­ام، با این همه، هرگز [شخص] پارسایی را ندیده­ام که وانهاده شده باشد و نه فرزندانش را که گدای نان شوند.» ترجمۀ مژده می­گوید: «از جوانی تا به امروز که پیر شده­ام، به یاد ندارم که خداوند درستکاران را فراموش کرده باشد، و یا فرزندان آنها دست به گدایی دراز کرده باشند.»

داوود حالا مردی پیر و سالخورده بود. او سال­های زیادی را با تجربیاتِ زیاد پُشتِ سر گذاشته بود. او چیزهای زیادی دیده بود. جاهای زیادی رفته بود. و حالا، این مزمور انعکاسی است از همۀ آن چیزهایی که از گذشته و زندگی با خدا دریافت کرده است. او در زندگیِ خود با بدی و شرارتِ بسیاری مواجه شده بود. در واقع، داوود خیلی اوقات، قربانیِ ظلم، بی­عدالتی، بی­انصافی، و شرارتِ افرادِ مختلف واقع شده بود. پسرِ خودِ او، ابشالوم، به ضدِ او کودتا کرد و خواست که پادشاهی را از دستِ پدرِ خود بدُزدد. شَمَعیا شخصی بود که در مقابل قوم و ارتشِ داوود، داوود را لعن کرد، به او فحش داد، بر او سنگ پرتاب کرد، و با بی­احترامی، او را تحقیر کرد. اشخاصِ مختلف با حیله و تقلب به داوود خیانت کردند. او سال­ها از دستِ شائولِ پادشاه، که می­خواست او را به قتل برساند، در تبعید و انواع سختی و فشار به سر می‌برد.

بله، داوود در جوانی دریافت‌کنندۀ شرارت و بی­عدالتی از سویِ افراد مختلف بود. اما از سویِ دیگر، با نگاه به گذشته، داوود این را هم به یاد می­آورد که در بُرهه­ای از زمان، خودِ او مسببِ شرارت، بی­انصافی، و بدی در زندگیِ شخصِ دیگری شده بود. او به اوریایِ حِتی شرارت ورزید و زنِ او را از دستش گرفت. بعداً برای پوشاندنِ آنچه کرده بود، اوریا را به قتل رسانید. بنابراین، داوود، هم مورد شرارت و بی­انصافی از سوی دیگران واقع شده بود ... و هم نسبت به دیگران شرارت و بی­انصافی کرده بود. اما حالا که به گذشته نگاه می­کند، در عکس و تصویری بزرگتر، می­تواند ببیند که خدا چگونه با شخصِ عادل و پارسا رفتار می­کند و از طرفِ دیگر، چه برخوردی با شخص شریر دارد. داوود شائول را به یاد می­آورد که چطور سال­ها او را تعقیب می­کرد، به او حمله می‌کرد، و در صددِ به قتل رساندنِ او بود. در آن زمان، به نظر می‌رسید که شائول برنده است و همیشه موفق! اما داوود، با مرور گذشته، می­بیند که خدا بر همۀ قضایا حاکمیتِ مطلق داشت، از او مواظبت کرده، و او را از همۀ این مخالفت­ها و حملات بیرون آورده بود.

داوود فهمیده بود که آخرین فصلِ کتابِ پیروزی خدا هنوز به پایان نرسیده است.

خدا هنوز بر تختِ سلطنتِ خود نشسته

خدا هنوز بر قدرت­هایِ شرارت پیروزی و تفوق دارد

و در نهایت، این خداست که حرف آخر را می زند.

داوود به حاکمیت خدا شک نداشت.

حالا همانطور که این مزمور را مطالعه می­کنیم، خواهیم دید که در رویارویی با مردمِ شریر، یک چیز هست که ما نباید انجام دهیم. در واقع، خدا ما را از آن نَهی می­کند. و امروز آن را موردِ بررسی قرار خواهیم داد و بعد در برنامه­های آینده بر مواردی تمرکز خواهیم کرد که برعکس در واکنش به اشخاص شریر باید انجام دهیم.

اما این مزبور با آنچه نباید انجام دهیم آغاز می­شود. این مورد سه بار در آیات اول و هفتم و هشتم تکرار شده است. ولی آن یک چیزی که در واکنش به شرارتِ مردمِ شریر، چه در حیطۀ زندگیِ شخصی و چه در مسائل فراگیرتر، ما نباید از خود نشان دهیم چیست؟ چه چیزی است که ما نباید انجام دهیم؟ چه چیزی است که خدا ما را از آن نهی می­کند؟

متاسفانه آن یک موردی را که ما نباید انجام دهیم، معمولاً همگیِ ما تمایل داریم که در اولین واکنش از خود نشان دهیم. و برای همین، داوود سه بار تأکید می­کند که «نه» آن را انجام نده!

آیۀ اول مزمور ۳۷ می­گوید: «به سببِ بدکاران، خویشتن را مُکدَر مساز و بر ستمکاران حَسَد مبر ...» (ترجمۀ مُژده) سپس در آیۀ ۷ دوباره می­گوید: «به سبب آنان که در راه­های خویش کامرانند، و نقشه­های پلیدِ خود را به اجرا در­می­آورند، خویشتن را مُکدَر مساز!» (ترجمۀ هزاره) بعد در آیۀ ۸ ادامه می­دهد: «خویشتن را مُکدَر مساز که جز به شرارت نمی‌انجامد.» (ترجمۀ هزاره) در ترجمۀ قدیمیِ کتاب­مقدسِ فارسی، این آیات به ترتیب زیرند:

به سبب شریران خویشتن را مشوش مساز و بر فتنه انگیزان حسد مبر. (آیۀ 1)

از شخصِ فرخُنده طریق و مردِ حیله­گر خود را مشوش مساز. (آیه ۷)

خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد. (آیۀ 8)

بنابراین، آنچه که ما نباید انجام دهیم این است که مُکدَر و مشوش نشویم. معنی اصلیِ این عبارت عبری به معنی برافروخته شدن است. این واژه به معنی سوختن و داغ شدن در خشم و عصبانیت و اوقاتِ تلخی و آزُردگی است. در واقع، یعنی در حرارتِ خشم و آزُردگی برافروخته نشو. در واقع، از بدکاران و شریران و اعمالشان، از خشم برافروخته نشو. در نهایت، عصبانی نشو یا بهتر بگوییم از خشم و عصبانیت اجتناب کُن.

گاهی اوقات این خشم در وهلۀ اول خشم و آزردگیِ خاطر از خداست. شما ممکن است بگویید: نه، من از خدا عصبانی نیستم. خشم من از پسرم است ... از شوهرم و کارهای اوست ... از رئیسم است که تصمیماتی غیرمنطقی اتخاذ می­کند ... من از خدا خشمگین نیستم. من از اشخاصِ اطرافم عصبانی هستم.

ولی بسیاری اوقات، این خشم­ها در واقع از خشمِ نسبتِ به خدا سرچشمه می­گیرد. چون ضمیرِ ناخودآگاهِ ما خیلی اوقات درونِ ما سؤال می­کند که اگر واقعاً خدا بر همه چیز حاکم است و او بسیار بزرگ و عظیم است، پس چرا در قبالِ این ظلم و بی­انصافی، او کاری نمی­کند؟ چرا او می­گذارد این اتفاقات بیفتند؟ چرا او جلوی اینها را نمی­گیرد؟ چرا چیزی را عوض نمی­کند؟ چرا او مرا از این شرایط و اوضاع رهایی نمی­دهد؟ چرا او اصلاً اجازه می­دهد اشخاصِ مُستبد حکومت کنند؟

بنابراین، اولین موردِ خشم و برافروختگی، نسبتِ به خدا و اعمال اوست. و بعد ما معمولاً نسبت به شرایط و اوضاعِ حاکم خشمگین می­شویم. و سپس، خشم و عصبانیتِ ما بر افراد تمرکز پیدا می­کند: افرادی که به صورت­های مختلف بر زندگی و سرنوشت ما تأثیر می­گذارند. گاهی اوقات از معیارها و قوانینی که باید از آنها اطاعت کنیم، عصبانی می­شویم. احساس می‌کنیم که این قوانین به نفعِ ما نیستند. گاهی از خود می‌پرسیم که چه فایده که من زنی باشم که به عنوانِ یک زن راستین از معیارهای خدا اطاعت کنم؟ ظاهراً اینگونه زندگی، مرا از دردهای این دنیای فانی خلاص نمی­کند! اصلاً این همه اطاعت و زندگیُ پارساگونه برای چیست؟ ... چه فایده‌ای دارد؟

و در نهایت از افراد و شرایطِ شریرانه مُکدَر می­شویم. مشوش می­شویم ... خشمگین و عصبانی می­شویم ... برافروخته می­شویم و حرارت­مان بالا می­رود. اما کلام خدا به ما نصیحت می­کند که از خشم بر حذر باشیم و آن را ترک کنیم. کلام خدا می‌گوید: «خویشتن را مُکدر مساز که فقط به شرارت می­انجامد.»

و بعد به واژۀ «شریران و بدکاران» می‌رسیم. کلام خدا می‌گوید: «به سبب بدکاران (یا شریران) خود را مکدر و مشوش مساز.» ما هر کجا که باشیم، با افرادِ شریر و بدکردار مواجه خواهیم شد. کلام خدا صریحاً به ما می­گوید که اگر از شریران خشمگین و مکدر شویم، عاقبت و سرانجامِ آن، جز شرارتِ بیشتر، چیز دیگری نیست.

در واقع، اگر شما در موقعیتی هستید که مردم، خشم و غیرتِ شما را به هیجان می­آورند و حتی با اعمالشان باعثِ خشم خدا نیز می­شوند، شما با عصبانیت و خشم­تان، درست شبیه آنها می­شوید. این چیزی است که در درونِ همۀ ما اتفاق می‌افتد.

برخی از ما این خشم را حتی بروز نمی­دهیم. اما واقعیتِ امر این است که وقتی که کسی شما را به دشمنی با خودش تحریک می­کند، اگر شما با او با روحیۀ خشم برخورد کنید، و به قولِ کلامِ خدا مُکدَر شوید، شما هم مثلِ خودِ آن شخص، شرارت می­کنید و تبدیل به شخصی شریر می‌شوید. این فقط منجر به شرارتِ بیشتر می­گردد.

و بنابراین، کلامِ خدا می­خواهد لُبِ مطلب را به ما بگوید: اجازه نده شریران و آنهایی که بدی می­کنند باعثِ گناه کردن تو شوند. این نصیحتِ کلام خدا با این عبارت شروع می­شود: مُکدَر نشو ... مشوش نشو ... خشمگین نشو. اجازه نده حرارتت بالا برود.

برای همین است که ما همیشه باید مراقب باشیم که عصبانیت در قلبِ ما ریشه ندواند. چون اگر خشم در ما ریشه بدواند، با خود روحیۀ غُرغُر و شکایت، کلافگی، تلخی، و گناهانِ گوناگون دیگر نیز به همراه خواهد آورد.

پس، مُکدر نشو، مشوش نشو، و اجازه نده که خشم به درونت رسوخ کند و در تو ریشه بدواند. باید به یاد داشته باشیم که واکنش ما نسبت به افراد گناهکار و شرارتِ اعمال آنها، و واکنشِ ما به شرایط و اوضاع و اتفاقات زندگی، در واقع آشکار کنندۀ وضعیتِ درونی و قلبی ماست.

اگر ما با کلماتِ تُند و تیز و خشن عکس العمل نشان دهیم، اگر مسائل بر ما چنان اثر می­گذارند که به قول معروف فشار خونمان را بالا میبرند، اگر ما با تشویش و نگرانی شروع به صحبت می‌کنیم، اینها همه انعکاسی است از وضعیت قلبی ما. این عکس­العمل نشان می­دهد که واقعاً در قلب خود، ما شخصی خشمگین، نگران، مُکدَر و پُر از تشویش هستیم که باعث می­شود حرارت­مان زیاد شود. و هنگامی که این حرارت زیاد شود، آتشفشانِ درونِ ما بالاخره آنچه را که در درونِ ماست به بیرون منتقل می‌کند. اما کلام خدا در کتاب یعقوب فصل اول آیه بیستم می­گوید: «عصبانیتِ انسان به هدف‌هایِ نیکویِ الاهی کمک نمی­کند.» کلام خدا به ما نشان می­دهد که بدی و شرارت، هیچگاه با بدی و شرارتِ متقابل مغلوب نمی­شود. وقتی که شما مُکدر، مشوش، و خشمگین می‌شوید، شما هم تبدیل به شخصِ شریر و بدکردار می‌شوید.

ولی چرا واقعاً ما نباید مُکدَر، مشوش، و عصبانی شویم؟ دلیل اصلی این است: «چون، ما خدا نیستیم. این خداست که همه چیز را کنترل می­کند. او بر همه چیز حاکم است. این خداست که روزی با شریران و مردمی که بدی می­کنند برخورد خواهد کرد.» و این نکته مهمی است که در مزمور ۳۷ به آن اشاره شده است.

یک نویسندۀ معروف مسیحی به نام اوزوالد چیمبرز می­نویسد: "تمامِ خشم و نگرانیِ ما زمانی بروز می­کند که در محاسبات­مان فاکتورِ خدا را در نظر نگرفته باشیم." یعنی، بدون خدا مسائل را ارزیابی کرده­ایم. در اصل، روحیۀ مشوش، نگران، خشمگین، و مکدرِ ما به این علت است که ما سعی می‌کنیم به جای خدا، خدایی کنیم. ما سعی می­کنیم که خودمان را مسئول اصلاح و فیکس کردن دنیا و افراد اطراف بکنیم. در حالی که، این مسئولیت به ما داده نشده است. خدا این مسئولیت را دارد، نه ما!

حالا چگونه می­توانیم این موضوع را در زندگیِ عملیِ خودمان پیاده کنیم؟ در فرهنگ اطراف، در واکنش­های سیاستمداران و قانونگذاران، در مسائل غیر اخلاقیِ محیطِ اطراف، در بی­عدالتی­های اجتماعی، و بالاخره اینگونه مسائل در خانه و خانواده‌ها، مُحیط شغلی­مان و حتی در کلیساها، بدی و شرارت عمل می­کند. ولی ما چه باید بکنیم؟ وقتی می­بینیم که چیزی دُرُست نیست، چه واکنشی ما باید نشان دهیم؟

کلام خدا به ما نشان می­دهد که از وجودِ بدی و گناه، ما باید ناراحت و غمگین شویم. کلامِ خدا از ما انتظار ندارد که مثلِ کبک سرِ خود را در برف فرو کنیم و وانمود کنیم که شرارتی اتفاق نیفتاده. ولی آنچه که کلام خدا می­خواهد به ما بگوید این است که بله، تمامِ این بدی­ها و شرارت­ها اتفاق می‌افتد ولی تو اجازه نده که این چیزها آرامشِ تو را به هم بزند و شادیِ تو را بدُزدد.

عزیزان، ایماندارانِ به مسیح نباید به داشتن روحیۀ خشمگین و تدافعی معروف باشند. قطعاً در دنیا خیلی مسائلِ شریرانه و پُر تألم و دردناک اتفاق می­افتند، مسائلی که واقعاً گناه­آلود هستند. اما نباید با نگاه کردن به ما و واکنش‌های ما، به این نتیجه رسید که "این گروه همیشه در بارۀ مسائلِ موجود مثلِ ترقه منفجر می‌شوند و زود واکنش نشان می­دهند ... آنها افرادی خشمگین هستند!!!"

بله، کلامِ خدا می­گوید: مُکدَر مشو، مشوش مشو، خشمگین مشو، حرارتت بالا نرود. آیا شما در حال حاضر در شرایطی هستید که وضعیتِ حاکم، شما را خشمگین کرده است؟ شرایطی که شما را مُکدَر، مشوش، و عصبانی کرده است؟ آیا چیزی در زندگی شما هست که از درون، شما را می­جوشاند و اگر این حرارت و خشمِ درونی همانطور باقی بماند، بالاخره مثلِ کوهِ آتشفشان منفجر خواهد شد؟ آیا شما در بارۀ چیزی نگران و مشوش هستید؟ آیا افرادی با اعمالشان، خشمِ شما را تحریک و تهییج می­کنند؟ کلام خدا به ما نشان می­دهد که باید مراقب باشیم، چون هرگاه این خشم و تشویشِ درونی از ما به بیرون منتقل شود، ما هم تبدیل به همان افرادِ شریر و بدکرداری می­شویم که ما را آزُرده کرده­اند.

به زندگی زناشویی و ازدواجِ خودتان فکر کنید ... به بچه­ها، به پسر یا دختری که روحیات و کارهایش انگار در هیچ کتابِ روان­شناسی نوشته نشده است! در محیطِ شغلی، چطور؟ و بالاخره، هر نوعی از روابط که پُر از تَنِش و نارضایتی است ... آیا اینها حرارتِ شما را بالا می­برند؟ آیا شما را خشمگین و مُکدر و مشوش می­سازند؟

قبل از اینکه به نکاتِ بعدیِ این مزمور برسیم، بیایید خودمان را تفتیش کنیم. بیایید با خدا همنظر شویم و بپذیریم که در قلبِ گناه­آلودِ ما خشم و تشویش هست ... خشمی که شادی و آرامشِ ما را می­دُزدد ... نگرانی و تشویش و عصبانیتی که سلامتِ روح و روانِ ما را مختل کرده است ... خشم و غیرتِ انسانی­ای که مانعِ انجام اهدافِ نیکویِ خدا در ما و در اطرافیانِ ما می­شود ... و بالاخره، تشویش و عصبانیتی که اعلام می­کند ما می­خواهیم جای خدا خدایی کنیم و زمامِ امور را به دست گیریم و کاری کنیم!

بیایید به عنوان گناه، آن را در حضورِ خدا به او اعتراف کنیم. و به او بگوییم: "خداوندا، من با روحیۀ خشمگین، مشوش، و مُکدَرِ خود، به تو گناه ورزیده­ام. و در صددِ آن بوده­ام که جای تو خدایی کنم و در جایی که به نظر من تو کاری نکردی، جلو بیفتم و من، کاری بکنم."

در برنامۀ امروز، ما دیدیم که چه نباید بکنیم و آن این بود که از اشخاصِ شریر، خود را مکدر و مشوش نکنیم. در بررسی­های آینده از این سری برنامه­ها خواهیم دید که در مقابل شرارت، خدا نه فقط ما را از یک سری واکنش­ها نهی می­کند، بلکه در عین حال، ما را به انجام یک سری موارد امر می­کند.

نازی: خشم و تشویش قدرت­هایی هستند که ممکن است در قلب و وجودِ ما تنیده شده باشند. اما در سری برنامه‌های دلِ آرام در دنیای پرتلاطم کلام ِخدا به من و شما می­آموزد که چگونه در این دنیای طوفانی از هرگونه نگرانی و تشویش در امان بمانیم. در این برنامه­ها خواهیم دید که چگونه از وسوسۀ نگران شدن و تشویش و عصبانیت اجتناب ورزیم. تا برنامۀ آینده، مسیحِ خداوند، سروَرِ صلح و سلامتی و آرامش، با شما باد!

آنچه در این برنامه­ها خدمت شما شنوندگان گرامی ارائه می­شود، تعالیم نانسی دیماس وُلگِموت، با صدای فارسی سابرینا اصلان است که به سمع شما می­رسد. ترجمه و تهیۀ این برنامه­­ها حاصل همکاری دو مؤسسۀ «دل­هایمان احیا کُن» و «راستی» می­باشد.

برای شنیدن و یا بارگذاری سایر برنامه­ها می­توانید به بخش فارسی تارنماهای

www.reviveourhearts.com

www.factministries.org

www.راستی.com

مراجعه کنید. لطفاً کلمۀ «راستی» را به حروف فارسی بنویسید.

تم تحرير هذه الوثيقة باستخدام محرر محتوى الويب الفوري. جرب أدوات محرر هتمل عبر الإنترنت لتحويل المستندات لموقعك على الويب.

*Offers available only during the broadcast of the podcast season.